درگاه خداى متعال است و هنگام مناجات و راز نياز معمولا شبهاست موسى عليه السّلام در هنگام مفارقت و حركت به سوى ميقات به برادرش هارون سفارش مىكند كه در ميان قوم جانشين او باشد و در جهت اصلاح امور آنان بكوشد و از راه مفسدين دنباله روى نكند و چون هارون خود اهل عصمت و مبرّى از فساد بوده معلوم مىشود ، اين سفارش به جهت آنست كه در آنزمان گروهى مفسد در بين بنى اسرائيل بودهاند كه هدفشان ايجاد تفرقه در بين جمع آنان بوده ، لذا موسى عليه السّلام به برادرش سفارش مىكند كه مبادا راه و روش و پيشنهادات آنها را بپذيرد و دچار مكر و توطئه آنها شود و آنگاه اتحاد قوم كه با تحمّل آنهمه مصائب حاصل شده ، دستخوش تفرقه و اختلاف گردد .
( 143 )
( وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ )
: ( و چون موسى به وعدهگاه آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، عرض كرد : پروردگارا خودت را به من نشان بده تا من ترا بنگرم ، خطاب رسيد ، هرگز مرا نخواهى ديد ، ولى به اين كوه نگاه كن ، اگر در جاى خود برقرار ماند تو به زودى مرا خواهى ديد ، لذا پروردگارش بر آن كوه تجلّى نموده ، آن كوه متلاشى گشت و موسى بيهوش بيافتاد و چون به هوش آمد ، گفت : منزهّى تو ، به سوى تو باز مىگردم و من اولين مؤمنان هستم ) ، كلمه ( تجلّى ) به معناى قبول ظهور و وجلاست و كلمهء ( دكّ ) به معناى كوبيدن به شدّت و ( خرّ ) از ريشه ( خرور ) به معناى سقوط و ( صعقا ) از ريشهء ( صعقة ) به معناى مرگ و بيهوشى و ( افاقه ) برگشتن به حالت سلامت را گويند و مىفرمايد : وقتى موسى به ميقاتى كه به او وعده كرده بوديم آمد و پروردگارش با او گفتگو نمود ، موسى تقاضاى ديدار پروردگار را نمود ، يعنى از خدا خواست تا وسائل ديدار خويش را برايش فراهم سازد ، تا او را ببيند در حالى كه ديدن ، نتيجهء نظر كردن و نظر كردن نيز نتيجه توانايى ديدن مىباشد و خداوند