تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
مجازات الهى در برابر كفران نعمت پابرجاست . ( 113 )
( وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ )
: ( و به تحقيق پيامبرى از ميان خودشان به نزدشان آمد ، پس او را تكذيب كردند و آنگاه عذاب ما آنها را در برگرفت در حالى كه ايشان ستمكار بودند ) ، در اين آيه به اتمام نعمت و بخشيدن نعمت معنوى به آنها اشاره مىشود كه خداوند نعمت وجود پيامبر را به نعمتهاى مادّى ايشان افزود تا بواسطهء آن به صلاح دنيا و آخرتشان نائل شوند ، ولى آنها با اينكه اين رسول از خود آنها بود و او را كاملا مىشناختند و مىدانستند كه او به امر الهى آنها را دعوت مىكند و ايشان را به راه رشد و سعادت هدايت مىكند ، او را تكذيب كرده و دعوت وى را ردّ نمودند و اين عمل آنها ظلمى آشكار بود و خداوند هم بواسطهء همين ظلم آنها را به عذاب خود مبتلا نمود « 1 » . ( 114 )
( فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ )
: ( پس از آنچه خدا روزيتان كرده ، حلال و پاكيزه بخوريد و اگر فقط او را مىپرستيد ، شكر نعمت خدا را بجاى آوريد ) ، اين جمله فرع دو آيهء قبل است ، يعنى حال كه كفران نعمت ، عذاب الهى در پى دارد ، پس شما از آنچه خدا روزيتان نموده حلال و طيّب بهره ببريد و اينها از شما منع نشده ، امّا اگر خدا را مىپرستيد ، شكر او را بجا آوريد . از آيه چند نكته استفاده مىشود : اوّلا ) : آيهء شريفه در مقام آنست كه بگويد كه هر
هامش
( 1 ) - در تفسير قمى جلد اوّل صفحه 391 از ائمه اطهار عليه السّلام نقل شده است كه اين مثل دربارهء قوميست كه نهرى به نام ( ثرثار ) از ميان دهكدهء آنها مىگذشت و آنها آنقدر غرق در نعمت بودند كه با خمير نان استنجاء مىكردند و آن را خفيف مىشمردند ، ولى بعد از نزول قحطى مجبور شدند همين نانهاى آلوده را بخورند و بر سر آن نزاع مىكردند .