تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
عمل واجب و بشارت يافتن به نتيجه آن يعنى بهشت و سعادت است . ( 103 )
( وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ )
: ( و ما به تحقيق مىدانيم كه اينها مىگويند : همانا قرآن را بشرى به او تعليم داده است ، زبان كسى كه آنها به آن اشاره مىكنند عجمى است و حال آنكه اين قرآن به زبان عربى آشكار است ) ، مشركان به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم تهمت و افتراء مىزدند و مىگفتند اين قرآن را يك بشر به او تعليم داده و ظاهرا مرادشان يك عالم غير عرب بوده كه به زبان عربى نيز تسلّط داشته و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلم او را ملاقات كرده بود . و آنها نگفتند كه مردى غير عرب مطالب قرآن را به او تلقين يا املاء مىكند ، چون به پندار آنها ممكن است كه آن مرد مطالب و معانى را به زبان عجمى به پيامبر تعليم داده و آنحضرت آنها را به غالب عربى درآورده باشد . لذا جوابى كه در اين آيه داده شده جواب كامل شبههء آنها نيست ، بلكه جواب كامل در طىّ اين آيه و دو آيه بعدى داده شده و از مجموع اين سه آيه استفاده مىشود كه : اين تهمتى كه شما به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىزنيد اگر مقصود شما از تعليم ، تلقين الفاظ است و قرآن را كلام آن مرد مىدانيد ، جواب شما اين است كه آن مرد عرب نبوده و زبان او فصيح نيست ، در حالى كه اين قرآن به زبان عربى واضح و آشكار است . و اگر منظور شما اين است كه آن مرد معانى و معارف قرآنى را به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم تعليم مىدهد و الفاظ قرآن از رسولخدا است و او الفاظ خود را به قرآن افترا بسته ، جواب شما اين است كه معارفى را كه قرآن در بردارد ، تمام عقول را متحيّر و مضّطر مىكند و هيچ عاقلى در حقيقى بودن آنها ترديد نمىكند و اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آنها را از غير خدا تعليم گرفته بود ، به آنها ايمان نداشت و بواسطه عدم ايمان ، خدا او را هدايت نمىكرد ، امّا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم به قرآن ايمان دارد و خدا او را هدايت نموده و لذا هرگز به قرآن افترا نمىبندد ، چون جز شخص بىايمان به خدا و آيات او و اشخاص دروغگو