تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
مصالح بندگان است و مصالح بندگان به حسب تغييّر اوضاع و احوال مقتضيات زمان تبدّل مىپذيرد ، در نتيجه خداوند حكم جديدى كه مصلحت تازه‌اى دارد جعل مىنمايد ، ولى بيشتر اين مشركان به سبب استكبار و عنادى كه با حق دارند از اين حقايق غافلند . ( 102 )
( قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ )
: ( بگو قرآن را روح القدس از جانب پروردگارت به حق نازل كرده تا كسانى را كه ايمان آوردند ، استوارى بخشد و براى مسلمانان هدايت و بشارتى باشد ) ، مراد از ( روح القدس ) يا روح پاك ، جبرئيل ، ملك حامل وحى است و به رسول خود صلّى اللّه عليه و إله و سلم تعليم مىدهد كه در جواب مشركان كه او را افتراء زننده مىناميدند ، بفرمايد كه اين قرآن را جبرئيل از ناحيه پروردگار به حق نازل نموده و مراد و غايت نزول تدريجى « 1 » قرآن بر قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم اين است كه افرادى كه به خدا و رسول و روز قيامت ايمان آورده‌اند استوار شوند و ثبات بيابند ، چون شمول قرآن بر نسخ و تجديد حكم بر حسب تغيير مصالح باعث تثبيت مؤمنان گشته و به آنها آرامش و استحكام مىبخشد و نيز اين قرآن براى مسلمانان يعنى كسانى كه تسليم حكم خداى متعال هستند و اعتراض به احكام او نمىنمايند باعث هدايت و بشارت است . چون آنها را به راه سعادت راهنمايى كرده و به بهشت و جوار رحمت حق بشارت مىدهد و اگر ميان مؤمنان و مسلمانان در خصوص غايت نزول قرآن تفاوت نهاده به جهت آنست كه ايمان با اسلام متفاوت است ، ايمان كار قلب است و لذا بهره‌اى كه از آثار نسخ در قرآن مىبرد تثبيت علم و اعتراف است ، امّا اسلام مربوط به ظاهر عمل و مرحلهء جوارح بدن است و لذا بهرهء آن از نزول قرآن و احكام ناسخ ، هدايت شدن به
هامش
( 1 ) - نزول تدريجى قرآن ، غير از انزال يكباره آن بر قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم است ، چون قرآن دو نوع نزول داشته . ( مترجم )