تَعْلَمُونَ )
: ( و پيمان خدا را به بهاى اندك نفروشيد بدرستى آنچه در نزد خداست براى شما بهتر است ، اگر مىدانستيد ) ، در اين آيه بعد از آيه قبلى كه امر به وفاى عهد مىنمود از شكستن عهد نهى مىكند همچنانكه در مورد قسم نيز همين رويّه را اجرا فرمود ، تا اهميّت مطلب و اعتناء به شأن آن را افاده نمايد .
مراد از عهد خدا همان عهدى است كه خداوند با عموم بندگان خود بسته « 1 » و منظور از ( اشتراء ) ترجيح دادن متاع اندك دنيوى بر پايبندى به ميثاق الهيست ، يعنى اينكه ، انسان عهد خدا را با چيزى از متاع دنيا معاوضه كند و براى رسيدن به آن متاع ، عهد خدا را زير پا بگذارد و آنگاه مىفرمايد : اگر مىدانستيد البته آنچه در نزد خداست براى شما بهتر از اين ثمن و عوضى است كه در برابر نقض پيمان آن را بدست مىآوريد .
( 96 )
( ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ )
: ( آنچه نزد شماست فنا مىشود و آنچه نزد خداست ماندنى است و هر آينه كسانى را كه صبورى نمودند بهتر از آنچه عمل مىكردند پاداش مىدهيم ) ، قسمت اوّل اين آيه بيان علّت مورديست كه در آيه قبل ذكر شد و فرمود : ( ما عند اللّه خير لكم ) به اين صورت كه آنچه در زندگى دنيا قابل دسترس شماست مانند همهء مظاهر ديگر دنيوى دستخوش زوال و دگرگونى است ، چون اصولا زندگى مادّى بر اساس حركت و تغيير و زوال قائم است ، ولى آنچه در نزد خداست و آن را به پرهيزكاران وعده فرموده مانند ساير مظاهر آخرت ، باقى است و فنا و زوال در آن راه ندارد و لذا شخص عاقل نبايد نعمت باقى را فداى متاع فانى كند .
هامش
( 1 ) - و آن همان عهديست كه در عالم ذر از ايشان اقرار بر بندگى خود گرفت و فرمود :( أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ، قالُوا بَلى )و باقى ماندن و وفاى به عهد الهى پذيرش بندگى حق و عدم استكبار در برابر دعوت اوست . ( مترجم )