نوعى با خداى سبحان ارتباط مىدهد و خدا را در وفاى به آن ، از طرف خود كفيل مىنمايد كه اگر سوگند خود را بشكند و به عهد خود وفا نكند خداوند بايد او را عقوبت نمايد ، لذا با نقض سوگند به ساحت عزّت الهى توهين نموده است و نقض قسم يك نوع انقطاع و جدايى از خداى سبحان است ، ( بعد از آنكه با قسم و تأكيد ، خود را متصّل به او نموده بود ) .
و جمله آخر براى تأكيد نهى است يعنى پيمانشكنى و نقض سوگند ننماييد ، چون خداوند نسبت به اين اعمال شما آگاه است و آن را نمىپسندد .
( 92 )
( وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ )
: ( و مانند كسى نباشيد كه رشتهء خود را بعد از تابيدن پنبه نموده و قطعه قطعه مىكند كه قسمهايتان را در بين خودتان براى اينكه گروهى بيش از گروه ديگر است وسيلهء فريب مىگيريد ، بدرستى كه خداوند شما را با آن قسمها امتحان مىكند و تا براى شما آنچه را دربارهاش اختلاف مىكرديد در روز قيامت بيان كند ) ، مىفرمايد ، مانند كسى نباشيد كه رشتهء خود را پنبه مىكند ، نقل شده از ( كلبى ) كه : زن احمقى در قريش بوده كه با كنيزانش تا نصف روز نخ مىرشته و آنگاه به آنها امر مىكرده كه آن رشتهها را پنبه كنند و او ربطه دختر عمرو بن كعب بوده كه به او خرفاء هم مىگفتند « 1 » .
آنگاه مىفرمايد ، قسمهاى خود را وسيلهء نيرنگ و مكر و خيانت قرار مىدهيد تا گروهى در زخارف دنيوى برتر از گروه ديگر گردند .
يعنى بوسيله قسمهاى مؤكدّ سعى مىكنيد تا با مكر و خيانت يك عدّه بر عدّهء ديگر افزونى بيابيد ، پس مثل شما مانند همان زنيست كه نخ را رشته و سپس آن را باز مىكرد ،
هامش
( 1 ) - مجمع البيان ، جلد 6 .