و عدالت دو قسم است : عدالت فردى و عدالت اجتماعى ، امّا در اينجا مراد عدالت اجتماعى است و آن عبارتست از اينكه با هر يك از افراد جامعه به گونهاى رفتار شود كه مستحقّ آنست و هر كس در جايى قرار بگيرد كه شايستهء اوست و اين امر به عدالت از جانب خداوند به مجموع افراد انسانى تعلّق مىگيرد ، يعنى هم هر فرد مسلمان مأمور به بر پا داشتن عدالت است و هم جامعه مكلّف به اقامهء اين حكم مىباشد ، همچنين حكومت اسلامى نيز بايد آن را رعايت نمايد ، چون عهدهدار زمام جامعه اسلاميست .
امّا ( احسان ) مراد از احسان نيز ، احسان به غير است و نيكى نمودن ، گذشته از اينكه باعث اصلاح حال فقيران و بيچارگان و درماندگان است و موجب انتشار رحمت و ايجاد محبّت مىباشد ، باعث گردش ثروت در اجتماع گشته و امنيّت و سلامت عمومى پديد مىآورد و نيز قلبها را به يكديگر نزديك مىسازد .
و مسأله سوّم
( إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى )
يعنى دادن مال به خويشاوندان كه خود يكى از مصاديق احسان است و ذكر خاصّ بعد از عام براى افاده مزيد عنايت به اصلاح جمع كوچك خانواده و خويشاوندان است ، چون اصلاح اين جامعهء كوچك باعث اصلاح كلّ جامعه مىگردد و مسلّما اگر هر فردى به اصلاح خويشاوندان خود بپردازد بتدريج همه جامعه رو به صلاح مىنهد « 1 » .
آنگاه از سه امر پليد نهى مىنمايد كه باعث شكاف عميق ميان افراد اجتماع شده و جامعه را به هلاكت كشانده و نيروهاى آن را به هدر مىدهد و باعث فساد نظام و انحلال آن مىگردد و وقتى جامعهاى رو به هلاكت نهد ، هلاكت سعادت افراد نيز در آن جامعه حتمى خواهد بود .
هامش
( 1 ) - در تفسير مجمع البيان به نقل از ائمه اطهار عليه السّلام روايت شده كه مراد از ( ذى القربى ) اقارب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم يعنى سادات هستند ، و مراد از ( ايتاء ذى القربى ) دادن خمس است .