چون مبدأ تمام تصورّات ، حواس ظاهرى است كه مهمترين آنها حسّ بينايى و شنوائى مىباشد و قلب مبدأ تصديق و تفكّر است و مىفرمايد ما اين نعمات را براى بشر قرار داديم تا شايد شكرگزار باشند .
[ آيهء ( 89 - 79 ) ذكر نعمات الهى ، انكار آنها از سوى كافران ، در قيامت خداوند از هر امتّى شهيدى را مبعوث مىكند ، قرآن بيان كنندهء همه چيز است ]
( 79 )
( أَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّراتٍ فِي جَوِّ السَّماءِ ما يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ )
: ( آيا به پرندگانى كه براى پرواز در آسمان مطيع گشتهاند نمىنگرند ، هيچ كس جز خداى متعال آنها را نگه نمىدارد ، بدرستى كه در اين امر براى گروهى كه ايمان مىآورند نشانههائى وجود دارد ) ، معناى آيه روشن است ، امّا بايد گفت : تسخير ، زمانى محقّق مىشود كه تسخير كننده سببى ديگر را مجبور به كارى نمايد كه او مىخواهد ، لذا خود همين كلمه دلالت مىكند كه مقهور ، نوعى از سببيّت طبيعى را دارد ، به همين جهت هم آيه شريفه سبب نگهدارى پرندگان در فضا را منحصرا به خداوند نسبت داده با آنكه اسباب طبيعى هم در پرواز پرندگان مؤثرند ، ولى همه اين اسباب طبيعى در نهايت به خداى سبحان منتهى مىشود ، چون اوست كه قانون تعادل و شناورى آنها را در فضا قرار داده و وضع بدنى آنها را به گونهاى آفريده كه قدرت بر پرواز داشته باشند ، پس پرندگان و اوضاع جوىّ و شرايط ديگر همه مقهور و مسخّر خداى متعال هستند و در اين امر حركت و پرواز طيور در آسمان نشانه و آياتى براى گروهى كه ايمان بياورند وجود دارد ، هر چند كه قرار گرفتن همه اجسام در روى زمين هم خود ، در جاى خويش آيت و معجزهايست كه بر اساس قانون جاذبه عمومى واقع مىشود ، امّا بشر چون به ديدن آن انس و الفت گرفته ، لذا از مشاهدهء اين امر تعجب نمىكند و بر عكس با ديدن پرواز پرندگان به شگفتى دچار مىشود ، حال آنكه در
هامش
جزئيّات هستى و ادراكات بديهى نايل مىشود ) ، 3 ) عقل بالفعل ، ( يعنى مرحلهاى كه انسان به درك كليّات عالم وجود مىرسد و به درك نظريّات نايل مىشود ، 4 ) عقل مستفاد ، ( يعنى مرحله نهايى و اوج عقل كه اختصاص به انبياء و ائمه عليه السّلام دارد . ( مترجم )