ديگران برآيد ) ، و عدل يعنى مطلق پرهيز از افراط و تفريط و رعايت حدّ وسط ، و نيز در توصيف آن شخص دوّم ، اضافه مىكند كه او بر راه مستقيم قرار دارد ، و چنانچه گفته شد صراط مستقيم راهيست كه سالك خود را به سوى هدف هدايت نموده و او را از انحراف باز ميدارد كسى كه بر اين صراط قرار داشته باشد در اعمالش مطابق فطرت عمل مىكند ، بدون اينكه يك عمل او با عمل ديگرش متناقض باشد و يا از حقّ تخلّف نمايد ، يعنى چنين شخصى در مرحله عمل نه تخلّف دارد و نه اختلاف ، مسلّما اين دو فرد با هم يكسان نيستند و اصل اين تشبيه براى آنست تا مسأله نبوّت و تشريع را اثبات نمايد و بيان كند كه افراد معمولى بشر كه دريچه وحى به روى آنها بسته است و نسبت به امور غيبى و وحى الهى مانند شخص ( ابكم ) مىباشند ، براى سعادت و هدايت خود محتاج به شخصى هستند كه نه تنها خودش عادل باشد ، بلكه ميان آنها به عدالت حكم كرده و بر صراط مستقيم هم باشد كه اين شخص همان نبى و رسول است و اين معنا نظير آيهء
( أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى )
« 1 » ، ( آيا كسى كه به سوى حق هدايت مىكند شايستهتر است كه پيروى شود يا آنكس كه راه به جايى نمىبرد ، جز آنكه ديگرى او را هدايت كند ؟ ) مىباشد ، و با همين بيان هم ثابت مىشود كه آنچه مشركان از غير خدا ولّى خود گرفتهاند قدرت و توانايى راهنمايى خود را ندارند ، چه رسد به اينكه آنها را هدايت كنند ، در حالى كه خداى متعال خود بر صراط مستقيم است و خلق خود را از راه ارسال پيامبران و وضع شريعت به آن راه مستقيم هدايت مىكند .
لذا غرض اين آيه اقامهء حجّت بر توحيد و اشاره به مسأله نبوّت و تشريع است .
( 77 )
( وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ )
: ( و غيب آسمانها و زمين فقط از آن خداست و
هامش
( 1 ) - سوره يونس ، آيه 35 .