تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
مالكيّت و قدرت تفويضى ( يعنى از جانب خدا به آنها واگذار شده ) قائل هستند و همان اولياء را به طمع خيرشان و از ترس شرّشان عبادت مىكنند ، در حالى كه يگانه خالق ، پروردگار ، مالك و منعم هستى خداى متعال است . ( 76 )
( وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ )
: ( و خداوند مثال مىزند دو مرد را كه يكى از آنها گنگ است و قادر بر هيچ كارى نيست و سربار مولاى خود مىباشد كه هر جا او را بفرستد خيرى نمىآورد ، آيا او با كسى كه به عدالت فرمان مىدهد و بر راه راست قرار دارد ، برابر است ؟ ) مجددا خداى متعال براى تشبيه ، مقايسهء ديگرى نموده بين يك فرد كر و لال كه از نعمت تفهيم و تفاهم محروم است و قادر به فراگيرى معلومات از راه حسّ سامعه نيست و همچنين نمىتواند چيزى را به ديگران القاء كند و معلوماتش محدود به امور بصريست كه از راه چشم و با اشاره از ديگران مىآموزد ، و او قادر بر ادارهء امور خود نيست و سربار ولىّ خود مىباشد و مولى او را به هر جانبى كه بفرستد و براى هر حاجتى كه او را روانه كند ، قادر بر رفع آن حاجت نيست « 1 » . آنگاه مىفرمايد : آيا اين فرد با شخصى كه به اعلى درجهء كمالات رسيده و هم خودش به صفت عدل و رعايت حدّ وسط در همهء صفات آراسته است و هم ديگران را از اين كمال خود بهره‌مند مىسازد يكسان است ، ( و اصلا كسى مىتواند حكم به عدل بكند كه خودش عادل باشد ، يعنى صلاح نفس خود را بشناسد و آنگاه در صدد اصلاح اعمال
هامش
( 1 ) - ( البته اين عبارت به معناى آن نيست كه همهء اشخاص ناشنوا و گنگ چنين صفاتى داشته باشند ، بلكه قرآن كريم با اين قيود آن شخص را كاملا ناتوان معرفى كرده است ) . ( مترجم )