تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
خود قابل مقايسه نيست ، مراد از تشبيه و تمثيل ، انواع سخنانى است كه مردم دربارهء خدا مىگفتند ، مثلا براى خدا دخترانى از جنس ملائكه قرار مىدادند يا قدرت خود را با قدرت خدا مقايسه كرده و مىگفتند : چگونه خداوند اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند و اين قبيل سخنان همه ناشى از تشبيه و مقايسه بين خالق و مخلوق است و حال آنكه خداوند داناى مطلق است و حقايق و كنه امور را مىداند ، ولى شما مردم نمىدانيد . ( 75 )
( ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ )
: ( خداوند مثالى مىزند ، بنده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست ، با كسى كه به او روزى نيكو داده‌ايم كه او از آن در پنهان و آشكار انفاق مىكند ، آيا اينها با هم برابر هستند ، ستايش مخصوص خداست ، امّا بيشتر آنها نمىدانند ) ، در اينجا خداوند براى تشبيه مطلب مثال زده است ، يك بندهء مملوك را كه قادر بر هيچ امرى نيست ، با مالكى كه داراى روزى فراوان است و هرطور بخواهد در آن تصرّف نموده و انفاق مىكند و اين دو نمونه‌اى از جنس عبد و حرّ هستند ، نه آنكه اشخاص معيّنى مورد نظر باشند ، آنگاه مىپرسد : آيا اينها با هم برابر هستند ؟ مسلّما چنين نيست ، پس خداوندى كه خالق و مالك همهء موجودات عالم است و همه آنها را روزى مىدهد و انواع نعمتها را در اختيار آنها قرار داده ، ابدا هيچ يك از مخلوقاتش با او برابر نيستند ، لذا جنس حمد و همه ستايشها مخصوص خداست ، چون هيچ نعمتى نيست جز آنكه مخلوق اوست و هر صفتى كه سزاوار حمد باشد منشاء و سرچشمهء آنها خداوند تعاليست ، پس تمامى حمد و ثناهاى جميل مخصوص اوست ، ( و چنانچه گفته شد ، حمد بر فعل اختيارى نيكو تعلّق مىگيرد ) . ولى بيشتر مردم مشرك اين مطالب را نمىدانند كه همهء نعمتها و ستايشها مخصوص خداست و غير خدا مالك هيچ چيز نيست و لذا مشركين براى اولياء خود سهمى از