تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
مكر كنندگان است ) . ( 93 )
( فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ )
: ( آنگاه از آنان روى گرداند و گفت : اى قوم من پيغامهاى پروردگارم را به شما رساندم و نصيحتتان كردم ، پس چگونه بر گروهى كه كفر ورزيدند ، متأسف و اندوهگين شوم ؟ ) ، پس آنحضرت بعد از نزول عذاب و هلاك ايشان از آنها اعراض نمود و منظور آن حضرت از خطاب نمودن قوم خود عبرت گرفتن ديگران از سرنوشت آنان بوده ، لذا در مقام اعتبار سايرين آنها را مخاطب ساخته و مىفرمايد : حال كه من در ابلاغ رسالات پروردگارم و خير خواهى و نصيحت شما كوتاهى نكرده‌ام ، پس چگونه بر سرانجام شما كافران اندوهگين شوم و متأسف گردم ؟

[ آيهء ( 102 - 94 ) بيان سنّت الهى در مورد امّتها و اينكه نزول نعمت يا نقمت دائر مدار اعمال انسانهاست ]

( 94 )
( وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ )
: ( و ما هيچ پيغمبرى را در دهكده‌اى نفرستاديم ، جز آنكه مردم آن قريه را به سختى و بيمارى دچار كرديم تا شايد زارى كنند ) ، ( بأساء ) بد حالى از نظر مالى و ( ضرا ) بد حالى از نظر جانى است ، و مىفرمايد : ما هيچ پيامبرى را به جهت هدايت مردم بسوى هيچ آبادى نفرستاديم ، جز آنكه آنان را به بلاياى مالى و جانى مبتلا ساختيم ، تا به اين وسيله آنها به تضّرع و توسّل به پروردگارشان وادار شوند و دعوت پيامبر زودتر به نتيجه برسد ، زيرا انسان تا زمانيكه غرق در نعمات و خوشى باشد ، كمتر متوجّه پروردگار و صاحب آن نعمات مىگردد ، ليكن در زمان شدّت و گرفتارى به سوى خالق خود توجّه نموده و جزع و فزع مىنمايد و سعى مىكند با ايمان و عمل صالح آن شدت و گرفتارى را از خود دفع كند . ( 95 )
( ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ )
: ( آنگاه به جاى بدى ، خوبى برايشان آورديم تا فزونى يافتند و گفتند : بيمارى و سختى به پدران ما رسيد ، پس به ناگاه ايشان را
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 64 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر