و لذا لعب كنايه از اعمال دنيائيست كه به منظور جلب سعادت حقيقى و در طلب رضاى حق نباشد و خلاصهء معناى آيه به ضميمه آيه قبل اينست كه اهل جماعات در هيچ حالى چه شب و چه روز هرگز از نزول عذاب خدا ايمن نيستند .
( 99 )
( أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ )
: ( آيا از مكر و تدبير خدا غافل و ايمن شدهاند ؟ پس جز گروه زيانكاران هيچ كس از تدبير خدا غافل نيست ) ، ( مكر ) به معناى غافلگير كردن براى آسيب رساندن است و اين عمل از خداوند وقتى صحيح است كه به عنوان مجازات صورت بگيرد ، امّا مكر ابتدائى و بدون اينكه بنده معصيتى كرده باشد صدورش از خداوند غير ممكن است ، لذا مىفرمايد : آيا اينها از مكر خدا ايمنند كه خدا آنها را از جائى كه نفهمند معذب نمايد ؟ و آنگاه مىفرمايد : ايمن بودن از مكر خدا در حقيقت خود مكرى از ناحيه خداى تعالى است كه عذاب را به دنبال دارد ، پس كسانى كه از مكر خدا ايمن هستند ، همان زيانكارانند ، چون همان ايمنى ايشان هم مكر خداست .
( 100 )
( أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ )
: ( آيا براى كسانى كه اين سرزمين را بعد از هلاكت اهالى آن به ميراث بردهاند آشكار نشده كه ما اگر بخواهيم آنها را به سزاى گناهانشان مىرسانيم و بر دلهايشان مهر مىزنيم تا آنها چيزى را نشنوند ) ، مىفرمايد : آيا آنچه ما از قصص جماعات و اهل قرى براى جانشينان آنها گفتيم ، تا آنها را هدايت كنيم برايشان روشن نكرد كه ما اگر بخواهيم آنها را هم بعد از آنكه امتحانشان كرديم به سبب گناهانشان مؤاخذه مىكنيم و هيچ مانعى نمىتواند از عذاب الهى جلوگيرى كند جز اينكه آنها خودشان اهل ايمان و تقوى شوند و آنگاه مىفرمايد : چنانچه ما آنها را به سبب گناهانشان مؤاخذه كنيم بر دلهايشان مهر مىزنيم تا قدرت شنيدن مواعظ انبياء از ايشان سلب شود و در نتيجهء عدم هدايت ، سرانجام هلاك گردند .