تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
و نفرت خود را بيان مىكنند ، در اينجا شعيب عليه السّلام به نمايندگى از قوم خود سخن مىگويد ، چون پيامبران ابدا در طول حيات خود شرك نورزيده و معصوم از گناه هستند ، لذا اينكه سخن از رجوع به آيين شرك مىنمايد ، در واقع به نيابت از ايشان است ، در ادامهء مطلب براى اضراب و بالا بردن مطلب مىفرمايد : ما از رجوع به دين شما كراهت داريم ، چون مستلزم افتراى به خداست ، بلكه اصولا چنين كارى شايستهء ما نيست و آنگاه براى آنكه ادب نبوّت را رعايت كند ، فرمود : مگر آنكه خدا بخواهد و به سبب گناهان ما ، عنايت خود را از ما سلب نموده و در نتيجه از دين خدا منحرف شويم . و اينكه هم نام ( اللّه ) را برد و هم ( ربّنا ) را اضافه كرد ، براى اشاره به اين مطلب بود كه اللّه همان كسى است كه امور ما را اداره و تدبير مىكند و آنگاه اشاره به علم خداوند نمود و فرمود : چون خداى ما علمش بر همه چيز محيط است ، لذا ممكن است مشيّت او به چيزى تعلّق بگيرد كه من علمى به آن ندارم . و آنگاه فرمود : ما بر خدا توكلّ مىكنيم ، يعنى امر خود را به او واگذار مىنمائيم تا ما را از هر شرّ محتملى حفظ كند ، سپس در ادامه ، طلب فتح و دورى از دشمن را نمود و مقصودش از ( فتح ) همانا حكم كردن بين دو گروه بود ، چون فتح بين دو چيز ، مستلزم جدا كردن آن دو از يكديگر است و اين كلام يك نحو نفرينى است بر هلاكت كافران و اگر تصريح به آن ننمود ، اولا ) : به جهت اطمينانيست كه به پروردگار خود داشته كه سرانجام مؤمنين را يارى مىكند و جبّاران را هلاك مىسازد و ديگران را جانشين ايشان مىنمايد و ثانيا ) : به جهت آن بود كه از خدا انصاف بخواهد و امر را به او واگذار كند كه همانا او بهترين فاتح و ناصر و داور است . ( 90 )
( وَ قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ )
: ( و گروهى از قوم شعيب كه گردنكش بودند ، گفتند : اگر از شعيب پيروى كنيد در اين صورت براستى از زيانكاران خواهيد بود ) ، اين عبارت كه مستكبران قوم شعيب گفتند ، در واقع