تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
مىنمودند ، گفتند : اى شعيب ما هر آينه تو و كسانى را كه با تو ايمان آوردند از آبادى خود بيرون مىكنيم ، مگر اينكه به دين و آيين ما باز گرديد ، فرمود : هر چند از آن اكراه داشته باشيم ؟ ) ، اگر چه شعيب عليه السّلام به راهنمايى و ارشاد قوم خود پرداخت ، ليكن آنان استكبار نمودند و رشد و هدايت را نپذيرفتند و به اين ترتيب براى نزول حكم الهى و عذاب او تعجيل نمودند و به جاى آنكه هدايت را بپذيرند ، دست به تهديد و ارعاب مؤمنين زدند و به آنها گفتند : اگر به دين ما نگرويد و دست از توحيد برنداريد ، شما را از ده خود بيرون مىكنيم ، امّا اخراج از دهكده و تبعيد ، بر مؤمنان آسانتر از ارتداد و بازگشتن از شريعت توحيد بود ، چون خداوند چنانچه در قرآن فرموده : زمين خود را وسيع قرار داده تا مردم در آن مهاجرت كنند و هر كس در راه خدا مهاجرت نمايد هر آينه وسعت و گشايش خواهد يافت « 1 » ، و چون گفتار كافران با تأكيد و ارعاب توأم بود ، لذا حضرت شعيب از خداى متعال طلب فتح و پيروزى نمود . ( 89 )
( قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ )
: ( در اين صورت اگر ما پس از آنكه خدا ما را از آيين شما رهايى داده به آن باز گرديم ، به خدا افترا زده‌ايم و ما را شايسته نيست كه به آن رجوع كنيم ، مگر آنكه خدا بخواهد پروردگار ما از نظر علمى بر هر چيز احاطه دارد ، ما بر خدا توكّل ميكنيم ، پروردگارا بين ما و قوممان به حق داورى كن ، همانا تو بهترين پيروزكنندگانى ) ، شعيب عليه السّلام و يارانش در جواب آنها مىگويند : ما از دين شما كراهت داريم و خداوند ما را از آيين شما رهايى بخشيده ، لذا اگر دوباره به آن آيين باز گرديم و شرك بورزيم ، در واقع به خدا افتراء زده‌ايم ، پس با اين جملات علّت كراهت
هامش
( 1 ) - سوره نساء ، آيه 100 .