البته اين سنّت ناپسند دختركشى از واقعه جنگ بنى تميم با كسراى ايران شروع شد كه در آن جنگ عدّهاى از زنان قبيله اسير لشكر كسرى شدند و مدّتها در دربار آنها كنيزى مىنمودند و بعد از مدّتى كه صلح برقرار شد ، دربار كسرى آنها را مخيّر نمود كه بمانند يا بازگردند و وقتى عدهّاى از آنها از بازگشتن به قبيلهء خود امتناع كردند ، مردان قبيله خشمناك شده و تصميم گرفتند كه اگر از اين پس ، دختردار شدند او را زنده به گور كنند و اين سنّت غلط به تدريج در همه جا شيوع يافت .
( 60 )
( لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ )
: ( براى كسانى كه ايمان به آخرت ندارند ، مثل بد و زشت است و مثل اعلى و برتر از آن خداست و او نيرومند درست كردار است ) ، ( مثل ) به معناى صفت است ، ايمان به آخرت و اعتراف به وقوع حساب و جزا تنها اصلى است كه متضمّن حفظ انسان از انجام اعمال زشت و بد مىباشد و او را از هر مذّمت و خفّت نگاه مىدارد ، لذا به حكم اين آيه ايمان نداشتن به آخرت و سبك شمردن امر حساب و جزا ريشهء تمام گناهان است ، و هر صفت بد و ننگى كه انسان به آن آلوده شود از جهت غفلت از آخرت است ، لذا كسانى كه ايمانى به آخرت ندارند ريشهء همهء صفات پليد هستند و اگر بعضى از مؤمنان ، آلوده به رذايل مىگردند به جهت فراموش كردن روز جزاست .
و از جانب ديگر خداى سبحان داراى برترى و تقدس و تنزّه از همه صفات بد است ، بلكه همهء كمالات از اوست و او همهء صفات كماليه را به نحو اتّم داراست ، لذا در ميان صفات خوب ، خوبترينش مخصوص خداى سبحان است ، همچنانكه در جاى ديگر مىفرمايد :
( وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
« 1 » ، ( مثل اعلى در آسمانها و زمين براى خداست ) و يا فرموده
( لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى )
« 2 » ، ( نامهاى نيكو از آن
هامش
( 1 ) - سوره روم ، آيه 27 .
( 2 ) - سوره طه ، آيه 8 .