تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
همچنانكه بعضى از ايشان ملائكه را دختران خدا مىدانستند و نيز بت‌پرستان برهمنى و بودائى و صابئى ، ملائكه و جنّ را مىپرستيدند و همهء خيرات را منتسب به ملائكه دانسته و همهء شرور را منتسب به جنيّان مىدانستند و لذا به طمع خير و از ترس شرّ ، آنها را عبادت مىكردند و همهء آنها را مؤنث حساب مىكردند و بعضى از آنها معتقد به ازدواج ملائكه و جنّ با يكديگر بوده و قائل به اولاد براى آنها بودند و بعضى از بت‌پرستان نيز اسائه ادب نموده و پسرانى را كه برايشان متولّد مىشد فرزند خود دانسته ولى از دختران اكراه داشتند و آنها را به خدا نسبت مىدادند و آنها را زنده به گور مىكردند و به اين ترتيب آنچه را براى خود نمىپسنديدند به خدا منتسب مىنمودند .

[ آيهء ( 67 - 58 ) بيان نسبت دادن دختران به خداوند و نهى از دختركشى ، توضيح اينكه مثل اعلى از آن خداست و ذكر نعمات الهى ]

( 58 )
( وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ )
: ( و زمانيكه به يكى از آنها بشارت دختر داده شود چهره‌اش تيره گشته و خشم خود را فرو مىبرد ) ، يعنى همين مشركانى كه براى خدا دخترانى قرار مىدادند ، زمانيكه يكى از آنها صاحب فرزند دختر مىشد ، از شدّت غضب رويش سياه گشته و خشم خود را به زحمت فرو مىبرد . ( 59 )
( يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ )
: ( از بدى آنچه به او بشارت داده شده خود را از قوم خويش نهان مىكند و نمىداند كه آن را به ذلّت نگهدارد يا آن را در خاك نهان كند ؟ چه بد است آنچه حكم مىكنند ) ، مىفرمايد : زمانيكه دختردار مىشدند از بدى خبرى كه برايشان آورده شده و از فشار افكار عمومى كه دختر را بد مىدانستند ، پنهان شده و در انديشه راه چاره بودند كه آيا او را نگاه دادند و ذلّت و خوارى دختر داشتن ! را تحمّل كنند و يا او را زنده به گور نمايند ، چه حكم بدى مىنمايند كه دختران را به خدا نسبت داده و پسران را به خودشان نسبت مىدهند و شايد هم مراد ، بد دانستن حكم دختركشى ايشان باشد ، امّا سياق با معناى اوّل سازگارتر است .