دانست ، يعنى به هر چه مىخواهيد دل ببنديد و به آن مشغول و بهرهمند باشيد به زودى در قيامت خواهيد دانست كه از بابت آن مؤاخذه مىشويد و اين اسباب ظاهرى ابدا نفعى براى شما ندارند و اگر آن امر را به نحو مبهم به ايشان تفهيم كرد ، براى تأكيد و تشديد تهديد است ، تا آنها در هراس و نگرانى باشند و دقيقا ندانند كه چه عاقبتى در انتظار آنهاست .
( 56 )
( وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ )
: ( براى معبودهايى كه هيچ چيز نمىدانند از آنچه روزيشان كردهايم بهرهاى قرار مىدهند ، به خدا قسم دربارهء آن دروغهايى كه مىسازيد ، پرسش مىشويد ) ، مشركان سهمى از رزق خود را به اسباب ظاهرى نسبت مىدادند ، يعنى اسباب ظاهرى را شريك خدا در امر روزى دادن و رزاقيّت مىدانستند و با اين عمل مرتكب افتراء نسبت به ساحت پروردگارشان مىشدند ، لذا در آخر آيه مىفرمايد ، هر آينه به خدا سوگند در بارهء اين افترائات بازخواست مىشوند ، بايد دانست كه مشركان ، غير خدا را ولّى خود گرفته و رزق را كلّا به آن الههها نسبت مىدادند و اصولا خدا را مؤثر در رزق نمىدانستند ، امّا از آنجا كه به علم فطرى ، خصوصا در هنگام گرفتارى و مصيبت به درگاه خدا پناه برده و مىدانند كه خدا تأثير در رزق دارد ، لذا در اينجا آيه شريفه فرموده ، كه آنها غير خدا را شريك در امر رزق قرار مىدادند .
و بعضى مفسّران آيه را چنين معنا كردهاند كه مشركان براى بتها نذر مىكنند و قسمتى از روزى را كه ما به آنها دادهايم ، براى بتها قرار مىدهند و به زودى در اين مورد بازخواست مىشوند ، امّا پذيرفتن اين معنا خالى از تكلّف نيست .
( 57 )
( وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ )
: ( و براى خدا دخترانى قرار مىدهند ، منزّه است او و آنچه تمايل دارند براى خودشان قرار مىدهند ) ، مشركان بعضى از معبودهاى خود را مؤنث مىدانستند و مىگفتند : اينها دختران خدايند ،