( 53 )
( وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ )
: ( و هر نعمتى كه نزد شماست از خداست و آنگاه زمانيكه ناراحتى و محنتى به شما برسد نزد او زارى و تضرّع مىكنيد ) ، اين آيه نيز دليل ديگرى است بر وحدانيّت خداوند در ربوبيّت ، ( ضرّ ) يعنى بدحالى از جهت فقدان نعمتى كه در بودن آن خير و صلاح آدميست و ( جؤار ) يعنى نعره و فرياد حيوانات وحشى كه در اينجا دعا و تضرّع و استغاثه به درگاه ربوبى به نعرهء حيوانات تشبيه شده .
مىفرمايد : تمامى نعماتى كه در نزد شماست همه از ناحيهء خداوند است ، چون او مالك سراسر ملك هستى است و هر چه داريد از اوست و به همين جهت هم هر زمان كه نعمتى را از دست داده و اندوهگين مىشويد صداى خود را به تضرّع و ناله در درگاه او بلند مىنمائيد ، چون خداى سبحان منعم شما و بر طرف سازندهء گرفتاريهاى شماست با اين همه چرا غير او را عبادت مىكنيد ؟
اين مطالب كه در آيه به آنها استشهاد شده امورى ضرورى و بديهى است كه هيچ انسان عاقلى در صحّت آن ترديد نمىكند ، خصوصا تضرّع انسان هنگام قطع همه اسباب ظاهرى و توسّل او به پيشگاه پروردگار امرى وجدانيست و همه انسانها حتّى آنهايى كه دين ندارند ، هنگام هجوم شدائد و قطع اميد از همه اسباب باز هم اگر به وجدان خود مراجعه كنند مىبينند كه در ته قلبشان به يك منبع موثّق و محكم دلبسته و اميدوارند كه هيچ حادثهء كوبندهاى او را عاجز نمىكند و اصولا اين حالت قلبى و اين اميد يكى از دلايل وجدانى بر وجود خداست ، چون تحقّق هر حالتى در انسان بدون تحقق طرف تعلّق آن در خارج امكان عقلى ندارد و لذا همين اميد قلبى خود ، دليل بر اين است كه ما فوق همهء اين اسباب ظاهرى ، سببى هست كه هيچ حادثهاى نمىتواند آن را قطع كند و آدمى به هيچ وجه از او منقطع نمىشود و او سببى است كه زوال و فنا و سهو و نسيان در او راه ندارد كه او همان خداى واحد است .