كشانيدند ، امّا سرانجام خداوند آنها را نابود ساخت ، بطوريكه امروز جز نامى ننگين از آنها باقى نمانده است .
( 87 )
( وَ إِنْ كانَ طائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَ طائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ )
: ( و اگر گروهى از شما بدانچه من براى ابلاغ آن مبعوث شدهام ايمان آوردهاند و گروهى ايمان نياوردهاند ، پس صبر كنيد تا زمانيكه خدا بين ما و شما حكم كند و او بهترين داوران است ) ، و در اين آيه چهارمين دستور خود را به آنان گوشتزد مىكند و مىفرمايد : در صورتى كه اختلاف كلمه در بين شما روى داد و عدهّاى از شما به طرف كفر تمايل يافتند ، شما بخاطر آنان دست از حقّ و حقيقت بر نداريد ، بلكه به طرف حق بگرويد و در مقابل كارشكنى كافران صبر كنيد ، از اين كلام بر مىآيد كه آن حضرت از ايمان آوردن همهء آنها مأيوس بوده و مىدانسته كه به زودى توانگران و مستكبران قومش مشغول آزار مؤمنين و سدّ نمودن راه خدا مىشوند ، ناچار همهء آنها اعم از مؤمن و كافر را امر به صبر نموده تا زمانيكه خداوند در ميانشان حكم براند ، چون خدا بهترين داور است و همين حكم به صبر بهترين دليل بر احكم الحاكمين بودن خداست ، چون بهترين كار براى جامعهاى كه مرتكب از مؤمن و كافر هستند ، همانا صبر و خويشتندارى مىباشد تا مؤمنان در نااميدى و اضطراب قرار نگيرند و كفّار نيز كارهائى كه باعث پشيمانيست انجام ندهند ، لذا خداوند در موقع مناسب ، حكمى مىكند كه باعث خير همهء مردم است و حكم خدا عارى از جور و ستم مىباشد ، بنابر اين حكم
( فَاصْبِرُوا )
حكمى ارشادى نسبت به كافران و حكمى مولوى نسبت به مؤمنان است كه هر دو گروه را به صلاحشان رهنمون مىشود ، امّا بعضى مفسران مىگويند : اين كلام در مقام تهديد به عذاب براى كافران مىباشد .
( 88 )
( قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ )
: ( بزرگان قوم او كه تكبّر