تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
( 85 )
( وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ )
: ( و به سوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم كه به ايشان گفت : اى قوم خداى واحد را بپرستيد كه براى شما جز او خدايى نيست و به تحقيق برهانى از جانب پروردگارتان به سوى شما آمد ، پس پيمانه و وزن را تمام دهيد و حق مردم را كم مدهيد و در اين ديار بعد از اصلاح آن فساد نكنيد ، اين دستور اگر ايمان داشته باشيد براى شما بهتر است ) ، اين آيه عطف به داستان نوح عليه السّلام است و شعيب كه بر اهالى مدين مبعوث شده بود ، آنان را دعوت به توحيد نموده و از شرك باز مىدارد و به آنها مىگويد : حال كه معجزه‌اى دال بر رسالت من نزد شما آمده و حجّت بر شما تمام شده ، پس به وزن و پيمانه وفا كنيد و كم فروشى نكنيد ، چون اين امور و فساد در معاملات نزد آنان رايج بوده ، لذا آنها را دعوت نمود تا در زمين فساد نكنند و بر خلاف فطرت بشرى گام برندارند ، چون فطرت انسان همواره انسان را به اصلاح دنياى خود و تنظيم امور حياتيش دعوت مىنمايد و افساد در زمين اگر چه بر حسب مطلق بودن شامل تمام گناهان و معاصى اعم از حق اللّه و حق الناسّ مىگردد ، لكن به قرينه سياق استفاده مىشود كه مقصود از فساد در اينجا فقط آن گناهانيست كه باعث سلب امنيّت در اموال و آبرو و نفوس مردم در اجتماع مىگردد ، گناهانى مثل دزدى ، غارت ، تجاوز به ناموس و قتل و امثال اينها ، و در آخر براى تعليل آن دو دعوت سابق مىفرمايد : اين امور براى شما بهتر است و سعادت دنيايى شما را بهتر تأمين مىكند ، چون زندگى اجتماعى دائر مدار اصلاح و امنيّت مىباشد و اگر كسى به خود اجازه دهد كه كم‌فروشى كند يا خيانت و دزدى نمايد ، در اين صورت جواز آن اعمال را براى سايرين نيز صادر كرده و معلوم است كه اجتماعى كه اين اعمال مثل خيانت و تقلب و كم‌فروشى در آن رايج شود منجر به نابودى خواهد شد ، پس شما اگر به خدا ايمان داشته باشيد ، حتما درستى دستورات خداوند را تصديق خواهيد نمود .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 58 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر