و با رحمتش ( كه همان كامل نمودن نقص و رفع حاجت است ) خير و كمال هر چيزى را ظاهر مىسازد و آن را به زيور جمال مىآرايد .
لذا مغفرت و رحمت حق بر همه موجودات گسترده است و هر موجودى براى موجود ديگر خير و نفع و نعمت محسوب مىشود و همين امر داّل بر غير قابل احصاء بودن نعمات خداست .
( 19 )
( وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ )
: ( آنچه را پنهان داشته و آنچه را آشكار نماييد ، خدا مىداند ) ، اين آيه به ركن سوّم ربوبيّت ، يعنى علم ، اشاره نموده - چون ركن اوّل خلق و ايجاد بود و ركن دوّم انعام بر اساس مغفرت و رحمت - و اگر معبود به اين صفت علم متصفّ نباشد ، عبادت كردن يا عبادت نكردن بندگان براى او تفاوتى ندارد ، و عبادت كردن او عملى لغو و بىثمر خواهد بود ، پس ناگزير معبود و إله بايد علم داشته باشد ، آن هم علمى به ظاهر و باطن بندهاش ، چون اساس عبادت به نيّت است و نيّت هم مربوط به باطن بنده مىباشد و خداى عزّ و جل عالم است به ظاهر و باطن بندگانش ، به همين جهت هم سزاوار پرستش است .
( 20 )
( وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ )
: ( و معبودهايى را كه غير از خدا مىخوانند نه تنها چيزى را خلق نمىكنند ، بلكه خودشان هم مخلوقند ) ، اين آيه اشاره است به فقدان ركن اوّل از اركان عبوديّت در مورد بتها و معبودهاى مشركان ، يعنى عدم خلق و ايجاد و نيز مخلوق بودن ، و از آنجا كه ركن اوّل از اركان عبوديّت را ندارند لزوما ركن دوّم يعنى انعام كه از نتايج و فروع ركن اوّل است را نيز نخواهند داشت ، پس معبودهاى مشركين هرگز ارباب و إله نيستند ، بلكه خداى متعال ربّ است .
( 21 )
( أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ )
: ( مردگانى غير زندهاند و نمىدانند كه چه وقتى برانگيخته مىشوند ) ، اين آيه اشاره به فقدان ركن سوّم از اركان ربوبيّت - يعنى علم به سرّ و آشكار - در مورد بتها و معبودهاى مشركان مىنمايد .