تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
چون مىفهماند كه موهبت عظماى قرآن كه جامع سعادت و هدايت است براى رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كافى است و ايشان بايد از مكذّبان گذشت نموده و به ياد و ذكر حق اشتغال يابد « 1 » .

[ آيهء ( 99 - 88 ) بيان ماجراى مقتسمين و بيان مراد از يقين ]

( 88 )
( لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ )
: ( و چشمان خويش را به آنچه كه ما نصيب گروههايى از ايشان كرده‌ايم نيافكن و به جهت آنچه آنها دارند اندوه مخور و بال تواضع را در برابر مؤمنان بگشا و با آنها مدارا كن ) ، مقصود از چشم دوختن به زينت زندگى دنيوى آنان ، اين است كه پيامبر داده‌هاى خدا به آنان را ننگرد و چشم حسرت به آنچه ديگران دارند ندوزد و منظور از ازواج ، مردان و زنان و يا اصناف مردم ، شامل بت‌پرستان ، يهود و نصارى و مجوس است . به هر جهت خطاب به پيامبر دو نهى نموده و آنگاه يك امر مىكند و مىفرمايد : هرگز با ديده حسرت و تعلّق قلبى و تمايل به نعمتهايى كه در زندگى دنيا به بعضى از اصناف مردم داده‌ايم ، نگاه نكن و از جهت اصرار آنها بر تكذيب و استهزاء و لجبازى و عناد اندوهگين مباش و آنگاه امر مىنمايد كه نسبت به مؤمنان تواضع و نرمخويى داشته باش ، همچنانكه پرنده هنگامى كه بخواهد جوجه‌هايش را در آغوش بگيرد ، بالهايش را باز مىكند . ( 89 )
( وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ )
: ( و بگو بدرستى كه من بيم دهنده‌اى آشكارم ) ، در ادامه دستور ديگرى به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم داده و مىفرمايد ، بگو : من بيم دهنده‌اى هستم كه
هامش
( 1 ) - قرآن عظيم بدون سوره فاتحة الكتاب ، و ( ام الكتاب و سوره حمد ) عظيم نيست ، ( گر چه هر كلام آن عظيم است ) و آن را به اعتبار اينكه دوبار در هر نماز خوانده مىشود سبع المثانى گويند ، در حالى كه شش آيه است ، لذا تمامى 114 سور مباركات جمعا عظيم است كه در مقدمه جلد اوّل متذكر شديم ، و در حديث آمده كه مانند آن از لحاظ اهميّت در تورات و انجيل و زبور نيامده است . ( مصحح )
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 591 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر