آمدهام تا شما را از عذاب الهى بترسانم و آنچه را كه شما محتاج به توضيح و بيان آن هستيد ، براى شما بيان كنم و اين چهار دستور ( دو نهى و يك امر در آيه قبلى و يك امر در آيه فعلى ) يعنى رغبت نكردن به متاع دنيوى نزد كفّار و اندوه نخوردن از كفر آنها و تواضع و نرمخويى با مؤمنان و آشكار ساختن وظيفه خود ، توضيح همان صفح جميلى است كه از پيامبر طلب نموده بود و اگر پيامبر يكى از اين چهار خصوصيّت را نداشته باشد امر دعوتش مختّل مىگردد .
( 90 )
( كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ )
: ( همچنانكه بر قسمتكنندگان نازل كرديم ) .
( 91 )
( الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ )
: ( كسانى كه قرآن را قسمت قسمت قرار دادند ) .
( 92 )
( فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ )
: ( به پروردگارت سوگند از همهء آنها پرسش خواهيم كرد ) .
( 93 )
( عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ )
: ( دربارهء آنچه عمل كردهاند ) .
در ادامهء بيان سابق پيامبر مىفرمايد : من بيم دهندهاى هستم كه شما را از آن عذابى كه بر مقتسمين نازل شده بود مىترسانم و مطابق روايت مقتسمين طائفهاى از قريش بودند كه قرآن را جزءجزء كردند عدهّاى گفتند : سحر است و عدهّاى گفتند : افسانههاى باستانى است و عدهّاى گفتند : افتراست و نيز راه ورود به مكه را بخشبخش كردند تا در موسم حج مانع شوند كه مردم نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم بروند و قرآن اينها را به اين شكل توصيف مىكند كه آنها كسانى هستند كه قرآن را بخشبخش و متفرّق كردهاند در حالى كه دين الهى قابل تفريق و تجزيه نيست ، آنگاه مىفرمايد : پس قسم به ذات پروردگارت كه به زودى از آنها پرسش خواهيم كرد و از بابت اعمالشان و نسبت به كذب و افترائى كه به قرآن زدند و استهزائى كه نسبت به دعوت حق نمودند مورد مؤاخذه قرار مىگيرند .