( 13 )
( لا يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ )
: ( با اين وجود به آن ايمان نمىآورند و به تحقيق سنّت پيشينيان نيز چنين بود ) ، يعنى كفّار امروزين نيز مانند پيشينيان و مطابق روش و سنّت آنها عمل مىكنند و آيات الهى را ردّ و استهزاء مىنمايند و به آن ايمان نمىآورند .
( 14 )
( وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ )
: ( و اگر درى از آسمان برويشان بگشائيم و سپس آنها در آن بالا روند ) ، عروج در سماء به معناى بالا رفتن در آسمان است ، و مىفرمايد : اگر ما براى آنان طريقى درست كنيم كه با آن در عالم سماوى كه جايگاه فرشتگان است راه يابند تا به اين وسيله به اصول دعوت حقّه آگاهى يابند ، باز هم ايمان نخواهند آورد ، ( و آسمان همچنانكه آنها پنداشتهاند يك سقف جرمانى نيست كه داراى درى باشد كه به روى عدهّاى باز و به روى عدهّاى ديگر بسته باشد ) .
( 15 )
( لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ )
: ( هر آينه مىگويند :
بدرستى كه چشمبندى شدهايم ، بلكه ما گروهى سحر شدهگانيم ) ، در اين آيه جواب ( لو ) در آيهء قبلى ، آمده است و مىفرمايد : اگر به آسمان هم عروج كنند باز هم به جاى آنكه ايمان بياورند ، مىگويند اين مسائل سحر است و ما را جادو كردهاند ، با آنكه باز شدن درهاى آسمان و عروج به آسمان بايد باعث شود كه انسان بر اصول دعوت حقّه الهى واقف گردد ، امّا آنها به جهت امراض درونى و فساد و پليدى شك و شبههاى كه در دلهايشان هست ديدگانشان هم به خطا مىرود و خلاف آنچه را مىبينند ، مىفهمند و با ديدن اين معجزه به جاى ايمان ، پيامبر را متّهم به سحر مىكنند و مىگويند ما چشم بندى شدهايم و امورى غير حقيقى در برابر چشمان ما جلوهگر شده .
[ آيهء ( 25 - 16 ) بيان نعمات الهى براى تذكّر انسانها ]
( 16 )
( وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ )
: ( و به تحقيق در آسمان برجهايى قرار داديم ، و آن را براى تماشاگران زينت داديم ) ، مراد از بروج ( قصرها ) يعنى