آنها ناشى از اين پندار بود كه آنها بشر را موجودى مادّى و غوطهور در شهوات و آلودگيها مىدانستند و مىگفتند : بين چنين بشرى با عالم سماوى و روحانيّت آن هيچ ارتباطى نيست و لذا اگر بشرى چنين ادّعايى بكند ، بايد بعضى از اهل عالم سماوى را با خود بياورد تا او را در دعوتش تصديق و يارى كنند ، و اين كفّار علاوه بر اين پندار اشتباه ، ملائكه را الهه مىدانستند و مىگفتند خداوند بالاتر است از اينكه ما با او ارتباط برقرار كنيم ، بلكه بايد ملائكه واسطه و شفيع ما باشند و چون لازمهء دعوت انبياء عدم الهه بودن ملائكه بود ، لذا آنها مىگفتند فرشتگان بايد بيايند و اعتراف كنند كه ما معبود نيستيم و انبياء در دعوت خود راست مىگويند .
( 8 )
( ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ )
: ( ما ملائكه را جز به حق فرو نمىفرستيم و ايشان در آن هنگام مهلتى نخواهند داشت ) ، اين آيه جواب درخواست آنهاست و مىفرمايد سنّت الهى بر اين جريان دارد كه ملائكه از چشم بشر مخفى و در پردهء غيب مستور باشند و چنانچه خداوند پيشنهاد و درخواست آنها را اجابت كند ، قهرا نزول ملائكه آيت آسمانى و معجزهاى خارق عادت خواهد بود و شأن اين آيات درخواستى چنين است كه اگر مردم پس از ديدن آن معجزه درخواستى ايمان نياورند ، دچار هلاكت و انقراض خواهند شد و از آنجا كه كفر اينها ناشى از عناد است ، قهرا ايمان نخواهند آورد و در نتيجه پس از نزول ملائكه ، عذاب از آنها تخلف نخواهند كرد و ابدا مهلت داده نمىشوند .
( 9 )
( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ )
: « 1 » ، ( بدرستى كه ما ذكر ( قرآن ) را نازل كردهايم و ما بطور قطع آن را محافظت خواهيم كرد ) ، اين آيه در جواب گفتار مشركان در آيات سابق است و مفاد آن اينست كه اى رسول ما ! تو اين قرآن را از جانب خودت
هامش
( 1 ) - در اين آيه شريفه شش تأكيد دارد كه ما حافظ قرآنيم ، ( مصحح ) .