( 4 )
( وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ )
: ( ما هيچ آبادى را هلاك نكرديم ، جز آنكه مهلت و اجل معينّى داشت ) ، مىفرمايد : ما هيچ دهكدهاى را در نتيجهء تكذيب و سدّ نمودن راه خدا هلاك ننموديم ، جز آنكه اجلى معلوم و معيّن در نزد خدا داشتند ، لذا چنانچه هر فردى اجل معيّن دارد ، امتّها نيز داراى آجال و مهلتهاى مشخصّى هستند .
( 5 )
( ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ )
: هيچ گروهى از اجل خود مقدّم نمىشود و از آن تأخير نمىافتد ) ، پس هيچ امتّى نمىتواند آن اجل معيّن را دقيقهاى مقدّم يا مؤخّر نمايد و سرنوشت آنها در علم الهى مضبوط است و لذا آنها نمىتوانند اجل خود را تغيير دهند .
( 6 )
( وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ )
: ( و گفتند : اى كسى كه ذكر بر تو نازل شده بدون ترديد تو ديوانهاى ! ) ، در اينجا حكايت استهزاء كفّار است نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و آنها بدون بردن نام آن جناب يا نام خداوند ، منظورشان اين بود كه بگويند :
ما نمىدانيم خدا كجاست و اعتقادى به او نداريم ، و تو را هم در ادّعايت تكذيب مىكنيم ، ولى اى كسى كه مطابق ادّعاى خودت ذكرى بر تو نازل مىشود ، حقيقتا كه ديوانهاى ، اين گفتار اهانتآميز آنها تهمت و تكذيب صريح است .
( 7 )
( لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ )
: ( اگر راست مىگويى چرا ملائكه را براى ما نمىآورى ؟ ) ، منظور كفّار اين بود كه اگر راست مىگويى و در ادّعاى خود صادقى ملائكه را بياور تا بر صدق دعوت تو شهادت دهند و تو را در امر انذار مردم مدد رسانند ، همچنانكه در سورهء فرقان مىفرمايد :
( لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً )
« 1 » ، ( چرا با او فرشتهاى فرستاده نشد تا با او مردم را بيم دهنده باشد ) ، و اين گفتار
هامش
( 1 ) - سوره فرقان ، آيه 7 .