تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
دعاى ابراهيم بوده ، پس خداوند كه شنواى دعاست ، دعاى او را براى طلب فرزند شنيده و آن را اجابت نموده است و ابراهيم خداوند را به همين سبب ثنا مىگويد . ( 40 )
( رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ )
: ( پروردگارا من و ذريّه‌ام را برپا دارنده نماز قرار بده ، پروردگارا دعاى مرا بپذير ) ، نسبت دادن نماز خواندن و دورى او و پيروانش از عبادت بتها ، از باب ارتباط هر عملى با خداى متعال است ، چون هر عملى براى وقوعش به اذن و مشيّت خدا وابسته است و يك نسبتى هم با عامل خود دارد كه آن عمل از او صادر مىشود ، به هر حال در اين دعا نيز مانند دعاى سابقش ابتدا خود را مستقلا ذكر كرده و بعد در حق ذريّه‌اش دعا نموده و از خدا خواسته تا آنان را به او ملحق نمايد و آنگاه در مقام اصرار و الحاح در دعا و براى جلب رحمت الهى مىفرمايد : پروردگارا دعاى مرا قبول كن ! و اجابت دعاى آنحضرت افاده مىكند كه زمين تا قيام قيامت هرگز از ذريّه آن جناب خالى نمىماند . ( 41 )
( رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ )
: ( پروردگارا مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را در روزى كه حساب بر پا داشته مىشود بيامرز ) ، با اين جمله حضرت ابراهيم عليه السّلام دعاى خود را ختم نموده و اين درخواست سوّم آنحضرت است كه در آن براى خود و پدر و مادرش و ساير مؤمنان طلب مغفرت مىنمايد ، اين آيه دلالت دارد بر اينكه ابراهيم عليه السّلام فرزند آزر مشرك نبوده ، چون در اين آيه براى پدرش طلب مغفرت كرده و خودش در سنين كهولت بسر مىبرده ، امّا در اوائل عمر و دوران جوانى از آزر مشرك اعلام بيزارى و برائت نموده بود و پيامبر خليل اللّه هرگز براى مشركان استغفار نمىطلبد ، لذا آزر عموى ايشان بوده ، نه پدر آنحضرت . و در اين آيات اشارات لطيفى وجود دارد كه هر جا خداوند را بواسطهء نعمتى عمومى ( شامل خود و ديگران ) حمد كرده با عبارت ( ربّنا ) او را خطاب نموده و هر جا
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 555 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر