امن توست كه براى عبادت خود آن را قرار دادهاى و آن را حرم ساختهاى ، پروردگارا غرض من از سكونت دادن آنها اين بود كه در آنجا نماز را به پا دارند ، خدايا دلهاى مردم را متمايل به آنها نما تا براى سكونت يا انجام حجّ به اينجا بيايند و با انتقال و تجارت و داد و ستد ايشان ، آنها را از ثمرات بهرهمند گردان ، يعنى آنها ميوه و روزيهاى پاكيزه را با تجارت به مكّه حمل نمايند تا اهل مكّه از آن بهرهمند شوند ، چون آن سرزمين لم يزرع و فاقد آب و گياه بود و آنحضرت اين سرزمين خشك را برگزيد تا ذريّهاش در عبادت خدا خالص باشند و امور دنيوى دلهايشان را مشغول نسازد و در برابر نعمات الهى شكرگزارى نمايند .
( 38 )
( رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفِي وَ ما نُعْلِنُ وَ ما يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ )
: ( پروردگارا بدرستى كه تو آنچه را ما مخفى نموده يا آشكار نمائيم ، مىدانى و هيچ چيز نه در زمين و نه در آسمان بر خداى متعال مخفى نمىماند ) ، معناى آيه آشكار است و ادامهء مناجات حضرت ابراهيم عليه السّلام مىباشد كه خدا را به جهت علم مطلق و فراگيرش ستايش مىكند و مىگويد : تو آن خدايى هستى كه آشكار و نهان ما را مىدانى و هيچ چيز نه در آسمان و نه در زمين بر تو مخفى نيست و شايد مراد از زمين امور محسوس براى بشر و مراد از آسمان امور غايب از حسّ آنها باشد .
( 39 )
( الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ )
: ( سپاس خداوندى را كه با وجود سالخوردگيم به من اسماعيل و اسحاق را ارزانى داشت ، همانا پروردگار من شنونده دعاست ) ، اين جمله مانند جملهء معترضهاى در ميان مناجات اوست كه در ميان دعا ناگهان به ياد نعمت بزرگ خداوند در حقّ خود مىافتد كه در سنين كهولت با آنكه همهء اسباب عادى ، فرزنددار شدن او منتفى شده بود ، دو فرزند صالح چون اسماعيل و اسحاق به وى داده و اين عنايت بواسطه استجابت