عيان ، صدق وعده او را مشاهده مىكنيد ، امّا من به شما وعدهء باطل دادم و گفتم بعث و حساب و كتابى در كار نيست و بهشت و جهنمى نخواهد بود و آخرت وجود ندارد ، لكن وعدهء من خلاف بود و امروز خلاف آن بر شما آشكار شد و يا وعدههايى كه در بارهء ايمان و شرك در دنيا و آخرت به شما دادم همگى باطل بود ، ولى من بر شما غلبه و تسلّطى نداشتم و نمىتوانستم شما را وادار به معصيت نمايم و نمىتوانستم دليلى مبنى بر شرك براى شما بياورم ، پس حجّت بر عليه شما تمام است و تنها نقش من در گناهان شما اين بود كه شما را نسبت به آن دعوت مىكردم و آن را براى شما مىآراستم ، امّا قادر بر اجبار كردن شما نبودم ، بلكه شما خودتان مرا اجابت مىكرديد ، و مرتكب معصيت مىشديد ، پس مرا سرزنش نكنيد بلكه خودتان را سرزنش كنيد ، چون من تسلّطى بر شما نداشتم و شما خودتان مسلّط بر اعمال و معاصى خود بوديد ، لذا امروز هم نه من مىتوانم شما را نجات دهم و به فريادتان برسم و شفيع شما باشم و نه شما مىتوانيد براى من شفاعت كنيد و مرا نجات دهيد ، و من از اينكه شما در دنيا براى من دخالتى در امور قائل بوديد و مرا شريك در امر الهى مىدانستيد تبرّى مىجويم و اين شرك در طاعت را انكار مىكنم و بدرستى كه براى ظالمان عذابى دردناك خواهد بود ، يعنى شما از ستمگران بوديد و ستم شما جز از ناحيهء خودتان نبود ، لذا عذاب دردناك سزاوار شماست .
( 23 )
( وَ أُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ )
: ( و كسانى كه ايمان آورده و اعمال شايسته انجام دادند ، در بهشتهايى وارد مىشوند كه نهرها در زير آن جاريست و در آن به اذن پروردگارشان جاودانه خواهند بود و درود آنها در آنجا سلام است ) ، در اينجا نهايت كار مؤمنين را بيان مىنمايد كه در بهشتهايى چنين و چنان جاودانه خواهند بود و در آنجا حال سعادتمندان چنان است كه در برخورد با يكديگر تحيّت و سلام مىگويند ، به خلاف كفّار و اهل جهنم كه با يكديگر مخاصمه نموده و از هم بيزارى مىجويند .