ما نيز شما را هدايت مىكرديم ، امّا امروز چه بيتابى كنيم و چه صبر نمائيم تفاوتى برايمان ندارد و گريزگاهى براى ما نيست ) ، در قيامت همه خلائق براى خدا و در پيشگاه او به گونهاى ظاهر مىشوند كه ميان او و آنان هيچ حاجب و مانعى وجود نداشته باشد ، البته در دنيا هم حجابى وجود نداشت ، امّا توهّم مىنمودند كه خدايشان از آنها غايب است « 1 » ، ممكن هم هست جمله مزبور كنايه باشد از اينكه آن روز بندگان براى حساب اعمال خالص مىگردند ، به هر حال مىفرمايد در آن روز مستضعفان به اقويا و مستكبران مىگويند كه ما در دنيا مقلّد و مطيع شما بوديم و از خود استقلال عقيده و روش نداشتيم ، پس آيا امروز ، شما كه اولياء ما بوده و داراى عزّت و قدرت بوديد ، ولى از ايمان به خدا و آيات او تكبّر و استنكاف ورزيديد و از راه او اجتناب كرديد ، مىتوانيد چيزى از عذاب الهى را از ما دفع كنيد ؟
ولى از آنجا كه ضعفاء و افراد مقلّد بدون هيچ دليل و برهانى مطيع افراد مستكبر شده و خود را از حريّت عقيده و ايمان ساقط كرده بودند و اين گروه اندك مستكبر هرگز بدون مساعدت و خواست خود افراد مستضعف قادر نبودند تا آنها را پيرو خويش سازند ، پس مستضعفان خودشان با خضوع و ذلّت در برابر آنان به ايشان اين قدرت را اعطا كردند در حالى كه عزّت فقط از آن خدا و رسول و مؤمنان است و هرگز شايسته نيست كه بندهاى از بندگان خدا خودش را در برابر بندهء ديگر ذليل و خوار سازد و بندهء او باشد و طاغوتها و مستكبران اگر هم مالك جسم فردى شوند ، هرگز نمىتوانند مالك روح و نفس و عقل وى گردند ، جز آنكه او خودش با ذلّت خود را تسليم آنها كند ، لذا اين عذر افراد مستضعف ابدا موجّه نيست ، بلكه خود اين عمل آنها جرميست كه به
هامش
( 1 ) -گفتم كه روى ماهت از من چرا نهان است * گفتا تو خود حجابى ورنه رخم عيان است( حافظ )