شدند ، مانند خاكستريست كه در روز طوفانى ، باد سختى بر آن بوزد ، آنها نمىتوانند كمترين چيزى از آنچه را انجام دادهاند به دست آورند ، و اين همان گمراهى دور است ) ، يعنى نتيجهء اعمال كفّار مانند خاكستريست كه در روز طوفانى در برابر تندباد قرار بگيرد و اثرى از آن باقى نماند ، يعنى همانگونه كه در برابر تندباد ذرّهاى از خاكستر بر جاى نمىماند ، اعمال كفّار نيز حابط و باطل است و هيچ اثر و فايدهاى از آن برايشان باقى نمىماند و اين امر همان گمراهى بعيد است ،
( وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً )
« 1 » ، ( و ما متوجّه اعمال پليد آنها شده و آن را چون گرد و غبارى پراكنده مىسازيم ) .
[ آيهء ( 34 - 19 ) اشاره به هدفدار بودن خلقت و گفتگوى شيطان با پيروان خود در قيامت و ذكر كلمه طيبه و خبيثه و بيان اينكه نعمات الهى قابل شمارش نيست ]
( 19 )
( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ )
: ( آيا نمىبينى كه خداوند آسمانها و زمين را بر اساس حق ايجاد نموده ؟ اگر بخواهد شما را مىبرد و خلقى تازه مىآورد ) ، مقصود از ( رؤيت ) علم قاطع است و خطاب در آيه اگر چه ظاهرا با رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است امّا مراد ، تذكّر دادن مردم به مسأله خداشناسى است .
و عمل حق ، فعلى است كه فاعل آن نتيجهاى در نظر داشته كه فعل او خودبخود به سوى آن نتيجه پيش مىرود ، و چون مىبينيم كه هر يك از موجودات از آغاز پيدايش متوجّه غايت و نتيجهء معينى است كه جز رسيدن به آن هدف ديگرى ندارند و نيز مىبينيم كه بعضى از آنها غايت بعضى ديگر هستند ، مثلا گياهان و نباتات از عناصر زمينى بهرهمند مىشوند ، حيوانات از گياهان استفاده مىكنند و حيوانات براى انتفاع انسان به كار مىروند ، بنابر اين دائما خلقت عالم از مرحلهاى به مرحلهء ديگر و از هدفى به هدف والاتر پيش مىرود تا به هدفى برسد كه ديگر بالاتر از آن متصوّر نيست و آن ، بازگشت بسوى خداى سبحان است ، لذا فعل خداى متعال و خلقت عالم از اين جهت حق است
هامش
( 1 ) - سورهء فرقان ، آيه 23 .