تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ )
: ( و ما را چه شده كه بر خدا توكّل نكنيم ، در حالى كه او ما را به راهمان هدايت نموده و ما هر آينه در برابر آزارهايى كه به ما مىنماييد صبر خواهيم كرد و مؤمنان بايد بر خدا توكّل نمايند ) ، آيه به نحو استفهام انكارى مىفرمايد : چرا نبايد بر خدا توكّل كنيم ، با آنكه خداوند ما را به شرايع انبياء الهى هدايت نموده و ما خود در اين سعادت و اين نعمت بزرگ دخالتى نداشته‌ايم و فقط خداى سبحان اين خيرات را به ما ارزانى داشته ، پس لازم است در ساير امورمان نيز به خدا توكّل كنيم و اين كلام حجّت دوّم در وجوب توكّل به خداست و دليل اوّل كه در آيه سابق آمد دليلى ( لمّى ) ( يعنى استدلال از وجود مؤثّر بر وجود اثر ) و دليل دوّم دليل ( انّى ) ( يعنى استدلال از وجود چيزى به وجود ملازم آن ) است . و آنگاه صبر در برابر آزار و اذّيت امّت را فرع بر وجوب توكّل بر خدا قرار داده و بيان مىفرمايد حال كه واجب شد بر خدا توكّل كنيم و حال كه ما به او ايمان داريم و او ما را به راههاى هدايت رهنمون گشته ، ما هم شايسته است كه در راه دعوت الهى در برابر آزارهاى شما صبر كنيم ، تا او خود هر چه مىخواهد حكم فرمايد و اصولا هر كسى كه داراى توكّل به خداست بايد چنين باشد و هرگز در برابر ناملايمات متزلزل و سست و ضعيف نگردد و در اين امر فرقى نمىكند كه انسان مؤمن باشد يا غير او چون اصولا هيچ راهنما و فرياد رسى جز خدا نيست ، امّا مؤمن از آنجا كه معترف است كه همه امور بدست خداست لازمه‌اش التزام او به احكام الهيست و اين امر همان ايمان است ، ولى غير مؤمن نمىتواند متوكّل حقيقى باشد . ( 13 )
( وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا فَأَوْحى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ )
: ( و كافران به پيامبرانشان گفتند : ما شما را از سرزمين خود بيرون مىكنيم يا اينكه بايد به كيش و آيين ما باز گرديد ، پس پروردگارشان به انبياء وحى نمود كه هر آينه ستمكاران را هلاك مىنمائيم ) كافران بعد از آنكه از
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 537 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر