اثبات مىكند ، امّا از كجا معلوم مىشود كه اين دعوت به دست شخص شما انجام شده باشد ، چون شما هم مانند ما يك بشرى عادّى هستيد ، اگر راست مىگوييد با آيتى خارق العاده و معجزهاى قاطع ، نبوّت خاصّه خود را اثبات كنيد و علّت عدم پذيرش آنها هم اين بود كه تغيير سنّتهاى قومى و روشهايى كه مطابق مطامع دنيوى آنها بود ، برايشان دشوار بود و نمىتوانستند آنها را به راحتى زير پا بگذارند .
( 11 )
( قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ )
: ( پيامبرانشان به آنان گفتند : ما جز بشرى مانند شما نيستيم ولى خداوند بر هر يك از بندگانش كه بخواهد منّت مىگذارد و ما را حقّ آن نيست كه براى شما جز به اذن خدا معجزهاى بياوريم و مؤمنان فقط بايد بر خدا توكّل نمايند ) ، پيامبران در جواب قومشان فرمودند : ما هم در اصل بشريّت مانند شما هستيم ، امّا همهء افراد بشر در صفات كماليّه ظاهرى و معنوى و انسانى با هم يكسان نيستند ، بلكه خداوند بر اساس قابليتّهاى فردى بر هر كس از بندگانش كه اراده كند منّت مىنهد و به او وحى مىفرستد ، لكن هيچ پيامبرى قدرت غيبيّه و فعالّه مطلق ندارد تا هر وقت كه بخواهد معجزه يا برهانى بياورد ، بلكه نزول معجزه بستگى به اذن الهى دارد ، تا اينجا جواب پيامبران به سخن كفّار بود ، امّا در آخر دليل ديگرى ارائه مىفرمايند كه اختصاص به مؤمنان دارد و آن اين است ايمان مؤمنان به خداى سبحان اقتضاء مىكند كه معتقد باشند ، آوردن معجزه امريست كه فقط بدست خداى متعال است ، چون همه حول و قوّه منتسب به خداست و كسى بدون اذن او هيچ قدرتى ندارد ، لذا مؤمنان بايد ربّ خود را وكيل خود در همهء امور دانسته و امر معجزه را تنها منتسب به خداى متعال بدانند .
( 12 )
( وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ