نمىداند ، به شما نرسيده ؟ پيامبرانشان با دلايل روشن نزد آنها آمدند و آنها دستهايشان را به دهانهايشان بردند و گفتند ، ما آيينى را كه به ابلاغ آنها فرستاده شدهايد منكريم و در بارهء آن چيزهايى كه ما را به آنها مىخوانيد به سختى در شك هستيم ) ، اين عبارت نيز سخنان موسى عليه السّلام است كه درباره هلاكت و انقراض اقوام گذشته با قومش سخن مىگويد و مىفرمايد : اى بنى اسرائيل مگر خبر هلاكت و نابودى اقوام گذشته به شما نرسيده و آنگاه از باب مثال قوم نوح و عاد و ثمود را بر مىشمارد و اقوامى كه بعد از آنها بودهاند و جز خدا كسى ايشان را نمىشناسد ، مراد ، ندانستن حقيقت حال آنان و بى اطلاعى از جزئيات تاريخ زندگى آنهاست ، ولى عذابيكه در نتيجهء تكذيب شامل آنها شده ، اخبارش به بنى اسرائيل رسيده بود ، آنگاه در توضيح اجمالى همه آنها مىفرمايد كه پيامبرانشان با حجّتهايى آمدند كه آن حجّتها حق و حقيقت را بدون ابهام برايشان روشن مىساخت ، امّا مردم مانع آن شدند كه پيامبران لب به كلمهء حقىّ بگشايند و سرانجام مانع سخن گفتن ايشان شدند ، گويا دست انبياء را گرفته و بر دهانهايشان مىنهادند ، تا از گفتن حق صرف نظر كنند و در مقام لجبازى و انكار مىگفتند ما از اصل ، رسالت و شريعت شما را انكار مىكنيم و معجزات و بيّناتى را كه براى ما آورديد ، نيز قبول نداريم و درباره آنچه شما بدان دعوت مىكنيد ، ( يعنى توحيد ربوبيّت ) در شك و ترديد هستيم .
( 10 )
( قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ )
: ( پيامبرانشان گفتند : آيا درباره خدا كه آفرينندهء آسمانها و زمين است شكّى داريد ؟ او شما را دعوت نموده تا گناهانتان را بيامرزد و تا مدّتى معيّن نگاهتان دارد ، آنها گفتند : شما جز بشرى مانند ما نيستيد كه مىخواهيد ما را از پرستش آنچه پدرانمان مىپرستيدند باز داريد ، پس براى ما دليلى روشن بياوريد ) ، آيه شريفه در مقام اثبات توحيد ربوبيّت مىفرمايد ، پيامبرانشان در