تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
جواب آن مردم منكر رسالت و توحيد ربوبى ، گفتند آيا درباره خداوندى كه ايجاد كننده و خالق آسمانها و زمين است شكّى وجود دارد ؟ ( فاطر ) يعنى شكافنده و چون خداى سبحان موجودات را از كتم عدم بيرون آورده ، او را فاطر مىنامند و چون هيچ يك از موجودات قائم به ذات خود نبوده و در حدّ ذاتشان ممكن الوجودند و دستخوش تغيير و دگرگونى و نابودى مىگردند ، پس هر يك در ذات خود و با وجود خود ، دلالت بر توحيد خالقشان مىنمايند ، خالقى بىحد و مطلق كه واحدى است كه ابدا كثرت نمىپذيرد و تمامى امور خلايق را همانگونه كه ايجاد كرده تدبير هم مىكند و هيچ شريكى در اين امر ندارد . لذا عبارت اوّل برهان بر توحيد در ربوبيّت است ، امّا در مرحله دوّم بر نبوّت برهان مىآورند و مىگويند سنّت الهى چنين است كه هر چيز را بسوى هدايت و كمال مطلوبش دعوت مىنمايد و اين امر تمام نمىشود جز با فرستادن پيامبرانى كه مردم را به سوى ايمان و عمل صالح فرا خوانند ، و غايت و نتيجه اخروى دعوت آنان نيز رسيدن خلايق به سعادت ابدى است . امّا غايت دنيوى دعوت انبياء آن است كه مردم تا مدّتى معيّن حيات داشته باشند ولى خانه دائمى و مقصود اصلى آخرت است ، لذا خداوند در عقوبت و هلاك آنان تعجيل نمىكند و به آنان در اين مدت معيّن زندگى دنيوى مهلت مىدهد تا با ايمان و عمل صالح و قبول دعوت انبياء مورد مغفرت الهى قرار گرفته ، دار آخرت و سعادت ابدى را از آن خود سازند . امّا قوم آن رسولان به جاى آنكه به آنها ايمان آورند گفتند : شما بشرى مانند ما هستيد كه مىخواهيد ما را از روش و آيين پدرانمان باز داريد ، اگر راست مىگوييد دليل قاطعى بر نبوّت خود ارائه دهيد . و معناى كلامشان اين است كه به فرض هم كه بپذيريم كه مقتضاى عنايت الهى اين است كه ما را بسوى مغفرت و رحمت خود دعوت كند ، اين امر فقط نبوّت عامّه را
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 535 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر