اجرا شود ، چون او خدايى است كه هر چيز را بسوى كمال مطلوبش هدايت مىكند « 1 » ، و اگر نامى از كفّار برده نشد و خطاب با شخص پيامبر بود به جهت اشاره به اين مطلب است كه اين كفّارى كه ارزش بزرگترين معجزه ، يعنى قرآن ، را درك نمىكنند لياقت اين را ندارند كه مورد خطاب الهى واقع گردند .
( 8 )
( اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ )
: ( خداست كه مىداند هر موجود باردارى چه در بطن خود دارد و آنچه را كه رحمها كم و زياد مىكنند مىداند و همه چيز در نزد او به اندازهء معيّن است ) ، در اينجا هم علم خداوند نسبت به سه امر ذكر شده ، اوّلى ) اشاره به جنينى است كه در رحم جنس مادّه جاى گرفته و او از آن محافظت مىكند ، دوّمى ) اشاره است به خونى كه در ايّام حيض در رحم زن مىريزد و رحم در ايّام حمل آن را به مصرف غذاى جنين مىرساند و سوّمى ) اشاره است به خونى كه رحم آن را دفع مىكند ، مانند نفاس و هنگام ولادت و خونى كه گاهى زنان در ايّام حمل مىبينند و اين معنا در روايات نيز تأييد شده است .
و در آخر مىفرمايد همه چيز در نزد خدا به مقدار است « 2 » ، ( مقدار ) حدّ هر چيزيست كه با آن ، متعيّن شده و از غير خود مشخص و ممتاز مىگردد و از آنجا كه هيچ چيز نيست كه موجود باشد و از غير خود معيّن و ممتاز نباشد « 3 » لذا هر چيز محدود به حدّى است كه از آن تجاوز نمىكند و محكوم به آن حدّ است و به هيچ وجه از نزد خدا و حيطه علم او بيرون نيست ، لذا محال است كه چيزى از دايره علم حق بيرون باشد و او
هامش
( 1 ) - در اين آيه اشارهاى وجود دارد كه زمين هرگز از امام و حجّت حقّ خالى نمىماند ، در كافى به سند خود از عبد الرحيم قصير از ابى جعفر عليه السّلام روايت كرده از رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : من منذرم و على هادى است ، ( مترجم ) .
( 2 ) -( قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً )، سوره طلاق ، آيه 3 .
( 3 ) - به قول فلاسفه : وجود مساوق با تشخّص و جزئيت است ، ( مترجم ) .