كونيه نشانهها و دلايلى هستند براى گروهى كه در كمال اين نظام و صنع بديع آن تفكّر مىكنند و در مىيابند كه هر جزء از اجزاى اين عالم بسوى غايتى سير مىكند كه كاشف از مدبّر يگانه آنهاست و همه آنها ربّ واحدى دارند كه در ربوبيتش شريك نداشته و علمش هرگز آميخته با جهل نمىگردد و قادريست كه قدرتش هرگز مغلوب و مقهور نمىشود و نسبت به همهء موجودات عالم امكان خصوصا انسان توجّه و عنايت داشته و آنها را بسوى سعادت ابدى سوق مىدهد .
( 4 )
( وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ )
: ( و در زمين قطعههايى پهلوى هم هست با باغهايى از انگور و كشت و نخل از يك ريشه و يا غير يك ريشه كه همه از يك آب سيراب مىشوند و ما از ميوههاى خوردنى بعضى از آنان را بر بعض ديگر برترى دادهايم ، بدرستى كه در اينها براى گروهى كه تعقل نمايند نشانههايى هست ) يعنى در نظام جارى عالم و در زمينهايى كه خاك يكسان و مشابه دارند انواع گوناگونى از ميوهها و نباتات مىرويند ، با آنكه زمين يكى است و همه آنها از يك آب سيراب مىشوند ، امّا در خصوصيّات و رنگ و صفات با هم تفاوت داشته و از نظر ميوهها بعضى بر بعض ديگر برترى دارند و اين اختلاف ناشى از اختلاف ارادهء خداى سبحان دربارهء آنهاست كه بواسطه عوامل خارجى يا صفات ذاتى ، آنها را بر يكديگر برترى و تمايز داده است و با اين آيه قرآن اشاره به علم ژنتيك در نباتات نموده است ، پس همه اين نمونهها آيات و دلايل و حجتّهايى آشكار هستند كه مبتنى بر مقدّمات عقلى مىباشند و تنها اهل خرد مىتوانند با توجّه به آنها ، متوجّه خالق مدّبرشان گردند .
( 5 )
( وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها