نظام عالم مسخّر قدرت حق تعالى هستند و مراد از ( كتاب ) هم مجموع عالم وجود يا همان لوح محفوظ مىباشد و يا به نوعى مجاز و عنايت مراد از آن قرآن كريم است چون مشتمل بر آيات كونيهء وجوديست و آنگاه بيان مىدارد كه قرآنى كه از ناحيه پروردگارت بر تو نازل شده حق است ، يعنى ابدا باطل در آن راه ندارد ، ولى بيشتر مردم نه به اين نشانههاى غيبى و نه به اين قرآن بر حق ايمان نمىآورند و از لحن كلام ، ملامت و سرزنش مفاد مىگردد .
( 2 )
( اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ )
: ( خداست آنكه آسمانها را بدون ستونى كه ببينيد برافراشت و آنگاه بر عرش مستقّر شد و ماه و خورشيد را مسخّر گردانيد كه هر يك در مدّتى معيّن جريان دارند ، امر را تدبير نموده و نشانهها را توضيح و تفصيل مىدهد تا شايد شما به معاد و ملاقات پروردگارتان يقين نماييد ) ، يعنى خداوند آسمان را از زمين جدا كرد و ميان آن دو فاصلهاى نهاد تا آسمان مسلطّ بر زمين گردد و اشعهء نور را بر زمين بتاباند و باران و صاعقه را به زمين بفرستد و آسمانها به قدرت حق برافراشته و مرفوع هستند نه اينكه بر ستونهايى محسوس تكيّه داشته باشند ، همچنانكه خود زمين نيز در مدارش بدون ستون مستقّر است و استقرار اين نظام در آسمانها و افلاك بواسطه نيروى جاذبهاى است كه خداوند در نهاد اجرام آسمانى قرار داده و همه آنها در تمام احوال محتاج خداى متعال هستند و اينها همه معجزات و آيات الهى است كه چشم انسان به ديدن آنها عادت كرده و از مشاهدهء اين خوارق متعجّب نمىگردد و گرنه انسانى كه به حكم فطرت در هر پديدهاى بدنبال علّت آنست اگر به امرى خارق اين قانون عام و كلّى برخورد ، بايد در جستجوى علّتى قادر و قاهر وراى امور عادّى و جارى در مجراى طبيعت برآيد ، به هر حال در ادامه مىفرمايد : آنگاه خداوند بر عرش قدرت مستقّر گشت و اين عرش ، همان مقام قدرت و استيلاى الهى است كه همهء اشياء عالم مسخّر آن هستند و نسبت آن به همهء