تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
سايرين را از ياد برده و تنها با خداى خود مناجات و گفتگو مىكند و مىگويد : خدايا تو بودى كه اين سلطنت و اقتدار را به من بخشيدى و علم تعبير رؤيا را به من آموختى ، تو پديد آورندهء آسمانها و زمينى و تو تنها ولّى من در دنيا و آخرت هستى و من تحت ولايت تامّه تو قرار دارم بدون آنكه داراى هيچ‌گونه استقلالى در ذات و صفات و افعال خود باشم يا مالك نفع و ضرر يا مرگ و حيات و يا نشورى براى خود باشم و لازمهء اين ولايت آنست كه مرا مسلمان بميرانى و كمال بندگى بنده آنست كه در همه اوامر مولايش مطيع و تسليم او گردد و اين امر ، درخواست كمال مراتب ايمان است ، آنگاه فرمود : مرا به شايستگان ملحق نما ، يعنى از پروردگار خود مىخواهد كه او را در زمرهء صالحان قرار دهد ، چون خداوند بنده خود را صاحب اختيار آفريده ، يوسف از خدا مىخواهد كه در اعمال اختياريش نيز تنها چيزى را انتخاب كند كه رضاى خدا در آن است و صالحان چنين افرادى هستند كه رضاى خدا رضاى آنهاست و اين دعاى حضرت يوسف در واقع همان دعاى جدّش حضرت ابراهيم عليه السّلام است كه از خداوند درخواست كرده بود و در تفسير آن گفته شد كه مراد از صالحين پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم و اهل بيت گرامى آن جناب هستند « 1 » . ( 102 )
( ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ )
: ( اين از اخبار غيبى است كه ما به تو وحى مىكنيم و زمانيكه آنها اجتماع كردند و همدست شدند و نيرنگ مىكردند ، تو در نزد آنها نبودى ) ، خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : اين ماجراى يوسف از اخبار غيبيست كه ما از طريق وحى تو را در جريان آن قرار داديم و گر نه ، اى رسول ما آن زمانيكه برادران يوسف بر عليه او اجتماع كردند و حيله نمودند ، تو در نزد آنها نبودى و اينها اخبار غيبى است كه خداوند با وحى نمودن آن ، تو را مشرّف نموده و اينها را وسيله تأييد نبوّت تو قرار داده است .
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 130 .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 482 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر