تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ )
« 1 » ، ( من شكايت حزن و اندوهم را فقط به نزد خدا مىبرم و از خدا چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد ) . ( 97 )
( قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ )
: ( گفتند : اى پدر جان ، براى گناهان ما طلب آمرزش نما ، بدرستى كه ما خطاكار بوده‌ايم ) ، در اينجا برادران يوسف به گناه خويش اعتراف كردند ، يعنى همان اعمالى كه در رابطه با يوسف و برادرش انجام داده بودند و از پدر خواستند كه آنها را ببخشد و برايشان از خدا طلب آمرزش كند ، همانگونه كه يوسف نيز قبلا براى آنها طلب آمرزش نموده بود . ( 98 )
( قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ )
: ( يعقوب فرمود : به زودى براى شما از پروردگارم طلب آمرزش مىكنم ، همانا كه او بسيار آمرزنده و مهربان است ) ، اينكه آن جناب استغفار براى آنها را تأخير انداخت ، براى آن بود كه نعمت خدا با ديدار يوسف تكميل شده و قلبش آرامش بيابد و كاملا تمام آثار شوم دورى و فراق از او زايل گردد و بعضى از مفسّران « 2 » ، نيز مطابق بعضى اخبار « 3 » ، گفته‌اند كه آنحضرت دعا را تا وقتى كه در آن موقع دعا مستجاب مىشود تأخير انداخت . ( 99 )
( فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ )
: ( و زمانيكه بر يوسف وارد شدند ، پدر و مادرش را در نزد خود جاى داد و
هامش
( 1 ) - سورهء يوسف ، آيه 86 . ( 2 ) - مجمع البيان جلد 5 صفحه 263 چاپ تهران . ( 3 ) - در فقيه جلد 1 صفحه 272 چاپ بيروت از امام صادق عليه السّلام از طريق محمد بن مسلم روايت كرده كه يعقوب استغفارش را تا شب جمعه يا تا وقت سحر به تأخير انداخت .