تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
دارد كه به او بسيار علاقه‌مند است و ما پيمان محكم نهاده‌ايم كه او را نزد پدر باز گردانيم ، پس او را به بندگى نگير و به جاى او يكى از ما را بپذير و او را روانه كن و به او كارى نداشته باش ، بدرستى كه ما در سيماى تو آثار نيكوئى و احسان را مىبينيم ، پس به ما رحم كن و ما را مشمول احسان خود قرار بده و اين الفاظ را به كار بردند تا رحمت و فتوّت و احسان عزيز را تحريك نمايند . ( 79 )
( قالَ مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ )
: ( يوسف گفت : پناه بر خدا از اينكه ما غير از آنكه متاعمان را نزد او يافته‌ايم شخص ديگرى را بگيريم كه در آن صورت از ظالمان خواهيم بود ) ، يوسف عليه السّلام با اين جمله پيشنهاد آنها را ردّ كرد و گفت هيچ كس نبايد به سبب جرم ديگرى مؤاخذه شود ، چون اين عمل ظلم است و من از ارتكاب ظلم به خدا پناه مىبرم . ( 80 )
( فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا قالَ كَبِيرُهُمْ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَباكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ )
: ( و زمانيكه از وى نااميد شدند نجواكنان به كنارى رفتند ، بزرگشان گفت : آيا نمىدانيد كه پدرتان از شما ميثاقى الهى گرفته و پيش از اين دربارهء يوسف كوتاهى كرديد ؟ پس من هرگز از اين سرزمين حركت نمىكنم تا وقتى كه پدرم به من اجازه دهد و يا خداوند دربارهء من حكم كند و او بهترين حكم‌كنندگان است ) ، پس هنگاميكه اميدشان از يوسف و احسان او قطع شد و دانستند كه برادرشان را رها نمىكند با حالت نجوا و بحث از مردم فاصله گرفتند و برادر بزرگتر به سايرين گفت : مگر شما پيمان نبستيد كه بدون بنيامين برنگرديد و قبلا هم در ماجراى يوسف تبانى كرديد و او را در چاه انداختيد و گفتيد گرگ او را خورده ، با آنكه با پدر پيمان بسته بوديد كه از او محافظت كنيد ؟ پس من هرگز مصر را ترك نمىكنم تا زمانى كه پدر آن