خدا قسم شما مىدانيد كه ما نيامدهايم كه در اين سرزمين فساد كنيم و ما هرگز دزد نبودهايم ) ، در اين آيه دلالتى وجود دارد كه قبلا يعنى در همان سفر اوّل دستگاه عزيز مصر دربارهء آنها تحقيق و تفتيش كرده بود و يوسف دستور داده بود تا همه كاروانهايى كه وارد مصر مىشوند مورد بازجوئى و تحقيق قرار بگيرند كه مبادا جاسوسها و اجانب و افراد مغرض وارد مصر شوند و به همين جهت برادران گفتند :
مىدانيد كه ما اهل فساد نيستيم و از دودمانى هستيم كه ابدا اين رذايل در ما وجود ندارد و چنين اعمالى از ما صادر نمىشود .
( 74 )
( قالُوا فَما جَزاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ )
: ( گفتند : اگر دروغگو باشيد كيفر شما چيست ؟ ) غلامان يوسف و يا او و غلامانش به آنها گفتند : اگر شما دزدى كرده باشيد و دروغ بگوييد ، مجازات شما چه بايد باشد ؟
( 75 )
( قالُوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزاؤُهُ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ )
: ( گفتند :
هر كس كه گمشده درباره او پيدا شود ، خودش كيفر آن خواهد بود و ما اينچنين ستمكاران را مجازات مىكنيم ) ، منظور برادران از اين سخن آن بود كه هر كس كه جام پادشاه كه گمشده دربار او پيدا شود ، خودش بايد بردهء صاحب مال گردد و در آنجا بماند و ظاهرا حكم سارق در سنّت يعقوب عليه السّلام چنين بوده و مراد آنها اين بود كه فقط شخص سارق بايد دستگير شود و بقيّه افراد و رفقاى او و بار و بنهء آنها نبايد مورد تعّرض و توقيف قرار گيرد .
( 76 )
( فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ )
: ( و يوسف جستجوى بارهاى آنها را قبل از بار برادرش شروع