تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
اندوه و تأسف او به ستوه آمده بودند ، ( و اللّه يعلم ) . ( 86 )
( قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ )
: ( يعقوب گفت : همانا شكايت غم و اندوه خود را به نزد خدا مىبرم و از خدا چيزهائى مىدانم كه شما نمىدانيد ) ، يعقوب فرمود : من فقط غم و اندوه خود را به خدا شكايت مىكنم ، چون اگر آنها را براى بندگانش بگويم تكرارى و ملال‌آور مىگردد ، امّا خدا از شنيدن ناله و شكايت من خسته و ناتوان نمىشود و من از خدا چيزهايى سراغ دارم كه شما نمىدانيد ، پس از رحمت و توجّه او مأيوس نمىشوم . ( 87 )
( يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ )
: ( فرزندان من برويد و يوسف و برادرش را بجوييد و از گشايش خدا نوميد نشويد كه جز گروه كافران هيچ كس از رحمت و گشايش خدا نااميد نمىشود ) ، يعقوب عليه السّلام به علم نبوّت مىدانست كه فرج نزديك است و لذا به پسرانش فرمود : پسرانم برويد و از يوسف و برادرش جستجو و تفحّص نماييد ، شايد آنها را بيابيد و از فرج و گشايشى كه خداوند بعد از هر شدّت و گرفتارى مىرساند ، نااميد نشويد ، چون جز كافران هيچ كس از رحمت و فرج خداوند نااميد نمىشود ، زيرا مؤمنان مىدانند كه خداوند قادر مطلق است و مىتواند هر غمى را زايل و هر بلايى را دفع نمايد ، امّا كافران به اين معنا ايمان ندارند « 1 » .
هامش
( 1 ) - در تاريخ آمده كه يعقوب نامه‌اى به عزيز مصر نوشت و چون عزيز نامه را خواند نقاب از رويش برداشت و گفت ، من يوسفم ، برويد پدر و مادرمان را بياوريد ، ( مصحّح )