كرد و آنگاه آن جام را از بار برادرش بيرون آورد ، ما اينچنين چارهء كار را براى يوسف نموديم و او هرگز نمىتوانست برادرش را مطابق آيين ملك مصر بگيرد ، جز آنكه خدا بخواهد ما درجات و مراتب هر كس را كه بخواهيم بالا مىبريم و برتر از هر صاحب علمى ، عالمى هست ) ، پس يوسف چون مشغول بازرسى بارهاى ايشان گشت ، اوّل امتعه و بار و بنهء ساير برادران را جستجو كرد ، چون اگر از همان اوّل به سراغ بار بنيامين مىرفت آشكار مىشد كه توطئهاى در كار بوده و لذا براى انحراف افكار و رد گم كردن ابتدا بارهاى آنها را گشت و آنگاه جام پادشاه را از بار بنيامين بيرون آورد و او را دستگير نمود و خداوند مىفرمايد اين نقشه و كيد را ما به يوسف تعليم داديم تا خودش از زبان آنها بيرون بكشد كه جزاى سارق ، ماندن اوست ، و گرنه در آيين و قوانين مصر چنين حكمى وجود نداشت و يوسف نمىتوانست به جرم دزدى برادرش را نگه دارد ، مگر آنكه خدا بخواهد و آن اين است كه آنها خودشان با جزائى كه در آيين و قانون خودشان دارند مجازات شوند .
پس دين در اين آيه به معناى قانون و تشريعات حاكم بر جامعه است نه فقط قوانين مربوط به عقايد و عبادات و دين ، نظامى است كه محرّك حيات در همه عرصههاى سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و جنائى است و شامل قوانين جزائى و مدنى در معاملات و روابط انسانى نيز مىشود ، لذا دين تمام زندگى بشر را در بر مىگيرد تا آنها را به سعادت برساند و بركات آسمان و زمين را بر آنها نازل كند .
و آنگاه در مقام منّت گذاشتن و امتنان بر يوسف مىفرمايد : ما هر كس را بخواهيم به درجاتى بالا مىبريم و در عين حال علم از اموريست كه هرگز بر حدّى متوّقف نمىشود و انتها ندارد ، بلكه فوق هر عالمى فرد ديگرى هست كه از او عالمتر است و اين در مورد علم اكتسابى است كه عارض بر ذات عالم مىشود نه در مورد علم خداوند كه علم او عين ذات اوست و برتر و وراى او موجودى نيست و ذات او حدّ و نهايت ندارد و شايد هم منظور همين باشد كه علم خدا برتر از علم همه عالمان است ( و الله يعلم ) .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص٤٦٩