كه در اين صورت معنا چنين مىشود كه قبل از آنكه طعام را بياورند من شما را از تعبير خوابتان آگاه مىكنم كه اين معنا در حقيقت وعده به تسريع بر آوردن حاجت آنهاست ، امّا اين معنا از سياق بدور است و مراد آن جناب دعوت ايشان به توحيد بوده و به همين جهت هم در ادامه مىگويد اين علم از علوم اكتسابى و عادّى نيست ، بلكه علميست كه پروردگارم به من عنايت كرده و علّت اعطاى اين علم هم اين است كه من كيش و آيين مشركين را پيروى نكردهام و روش افرادى را كه ايمان به خدا و آخرت ندارند ترك نمودهام ، با اينكه مشركان اعتقاد به خدا دارند ، چون معتقد به شريك و واسطه براى خدا بوده و به جاى معاد قائل به تناسخ هستند ، لذا به خدا و قيامت ايمان حقيقى ندارند و به همين دليل حضرت يوسف عليه السّلام صريحا آنها را كافر ناميده است .
( 38 )
( وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ )
: ( و از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى مىكنم و ما را شايسته نيست كه هيچ چيزى را شريك خدا بگيريم و اين توحيد ، فضل و عطايى است از جانب خداوند بر ما و بر همهء مردم و ليكن اكثر مردم شكر اين عطيّه را بجا نمىآورند ) ، آيه شريفه در ادامهء سخنان حضرت يوسف عليه السّلام است كه مىفرمايد : من از آيين پدرانم پيروى مىكنم و به اين صورت اصل و نسب خود را براى آنها بيان كرده و آنگاه مىفرمايد كه ما اهل بيت را حقّ آن نيست كه ذرّهاى شرك بورزيم و خداى سبحان راهى بسوى شرك براى ما نگذاشته و ما را از آن منع نموده و اين منع از شرك ، خود فضل و عطائى از جانب خداست كه شامل حال ما و ساير مردم شده ، امّا اكثر مردم شكر اين نعمت را بجا نياورده و كفران مىنمايند .
و اين فضل همان نعمت هدايت به توحيد است كه خداوند بواسطهء انبياء خود ساير مردم را نيز هدايت نموده و اين بالاترين فضل و عطيّه الهيست ، پس مردم بايد به مقدار