أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ )
: ( يوسف گفت : پروردگارا زندان براى من از آنچه آنها مرا به آن مىخوانند محبوبتر است و اگر نيرنگشان را از من دور نكنى ، به سوى آنها متمايل مىشوم و از نادانان مىگردم ) ، يوسف در مقام مناجات برآمد و كمترين توجهى به زليخا و آن زنان نفرمود ، بلكه توجهش را تنها به درگاه پروردگارش معطوف كرد و نه به قصد نفرين به خود ، بلكه در مقام بيان حالت و وضعيّت خويش به خداوند عرضه داشت و گفت : خدايا زندان در نزد من از آنچه اين زنان مرا به سوى آن دعوت مىكنند خوشتر و نيكوتر است و مىخواست بگويد در جنب محبّت تو من زندان را بر لذّت معصيت و مراوده با اينها و دورى از تو ترجيح مىدهم و باز در مقام بيان زبان حال خود گفت : خدايا اگر تو كيد اينها را از من نرانى هر آينه من بسوى آنها مايل شده و عمل جاهلانهاى مرتكب مىشوم و اگر تو افاضهء خود را از من دريغ نمايى من هم مثل سايرين جاهل شده و در مهلكه هوسبازى مىافتم و اگر تا حال مقاومت كردهام به خاطر علمى است كه تو به من تعليم فرمودهاى و اين دعاى خالصانه مؤمنى است كه مىداند هر چه دارد از خداست و لذا به عصمت خود مغرور نيست ، بلكه طلب زيادت و مزيد توجّه و ولايت الهى را مىنمايد .
( 34 )
( فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ )
: ( پس پروردگارش او را اجابت فرمود و نيرنگ آنها را از وى دور كرد ، بدرستى كه او شنوا و داناست ) ، پس خداوند دعاى يوسف را كه از زبان حال او استفاده مىشود مستجاب كرد و كيد آنها را از او برگرداند و اينكه عدهّاى توّهم كردهاند كه اين جمله استجابت نفرين يوسف است براى رفتن به زندان ، صحيح نيست ، بلكه خداوند سوء و فحشاء و كيد زنان را از او دور كرد ، چون خدا شنواى دعاى بندگان و عليم نسبت به احوال آنهاست و از گفتار آيات شريفه برمىآيد كه ، اولا ) : زنان ديگر هم مانند زليخا نسبت به يوسف قصد مراوده نمودهاند ، ثانيا ) : عصمت و نيروئى كه يوسف را در برابر آنان حفظ فرمود ، يك نيروى آنى و دفعى نبوده ، بلكه يك امر تدريجى بوده كه يوسف در هر لحظه براى