تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ )
: ( به همراه يوسف دو جوان وارد زندان شدند ، يكى از آنها گفت : من در خواب ديدم كه انگور را براى شراب مىفشارم ، ديگرى گفت ، من ديدم كه بر بالاى سر خود نان حمل مىكنم و پرنده‌ها از آن تناول مىكنند ، اى يوسف تو ما را از تعبير اين خواب آگاه كن ، بدرستى كه ما تو را از نيكوكاران مىبينيم ) ، پس دو غلام از غلامان پادشاه همراه يوسف وارد زندان شدند و بعد از مدّتى هر دو خوابى ديده و براى تعبير آن نزد يوسف آمدند ، اوّلى گفت : من در خواب ديدم كه انگور را براى تهيّه شراب مىفشارم و دوّمى گفت : در خواب ديدم كه طبق نانى بر سر دارم و مرغان هوا به آن نان نوك مىزدند و آنگاه هر دو از يوسف خواستند كه تأويل آن خوابها را برايشان بيان كند و گفتند ما معتقديم كه تو از نيكوكاران هستى ، چون در سيماى تو آثار نيكوئى را مىبينيم و افراد محسن و نيكو ارتباط امور را به بهترين صورت درمىيابند و نظر آنان نزديكترين نظر به طريق هدايت و صواب است . ( 37 )
( قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ )
: ( يوسف فرمود : من قبل از آنكه طعام براى شما بيايد و تناول كنيد ، شما را از تعبير آن آگاه مىكنم ، اين علم را خداى من به من آموخته است ، زيرا كه من آيين گروهى را كه به خدا ايمان نداشته و نسبت به آخرت كافرند ترك كرده‌ام ) ، چون آن دو زندانى براى شنيدن تعبير خوابشان به نزد يوسف آمده و وى را محسن ناميده بودند آن حضرت موقعيّت را مناسب ديد تا اسرار توحيد را بيان نموده و آنها را به پرستيدن چنين خدايى كه شريكى ندارد و علم تعبير رؤيا را به او آموخته دعوت كند و آنگاه فرمود : هيچ طعامى در زندان براى شما نمىآورند ، مگر آنكه من تأويل و حقيقت آن طعام را براى شما بيان مىكنم ، آرى اين اسرار را خداى من به من آموخته و شايد هم ضمير در ( تأويلهء ) به رؤيا برگردد