تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ )
: ( زليخا گفت : اين همانست كه مرا در باره‌اش ملامت مىكرديد ، من از او كام خواستم و او خويشتندارى كرد و اگر آنچه به او دستور داده‌ام انجام ندهد بطور قطع زندانى و خوار خواهد شد ) ، بعد از آنكه زنان با بريدن دست خود عملا و با گفتن آن سخنان قولا ، مفتضح و رسوا شدند ، چاره‌اى جز پذيرفتن عذر زليخا و معذور دانستن وى در عشق يوسف نداشتند ، لذا زليخا گفتار خود را فرع گفتار و كردار آنان قرار داد و گفت : پس اين همان است كه مرا دربارهء عشقش ملامت مىكرديد و در واقع بطور عملى و خارجى جواب آنها را داد تا بدانند چه اعجوبه‌اى باعث شده كه او شرافت و آبروى دودمان و عزّت شوهر و عفّت خود را بر باد دهد و آنگاه اعتراف كرد كه با يوسف مراوده نموده ، امّا يوسف عفّت ورزيده و خوددارى نموده است و او آنچنان دلباختهء يوسف بود كه بدون هيچ شرم و حيائى ماجراى دلباختگى خود را بىپروا براى آنها باز گفت و چون همه آن زنان در دام عشق يوسف گرفتار شده بودند زليخا از سر همدردى قصد درد دل نمودن با آنها را داشت و آنگاه تصميم جازم خود را بيان كرد و گفت من از يوسف دست بردار نيستم و به يوسف فهماند كه اگر با او موافقّت نكند ، تنبيه و مجازات خواهد شد و سخن خود را با لام تأكيد ، نون قسم و نون تأكيد مؤكدّ نمود تا بفهماند كه بر عزم خود استوار است و اين نحوه گفتار گوياى آنست كه زليخا از سر درماندگى خواسته تا هم به زنان مصر عزّت و فخر فروشى كند و هم يوسف را تهديد نمايد و اين تهديد او از تهديد روز اوّل سخت‌تر بود ، چون آنجا گفت : جزاى كسى كه اراده سوء داشته جز زندان يا عذاب اليم چيست ؟ امّا در اينجا ميان زندان و خوارى جمع نمود و در آنجا از شوهرش تقاضا كرد ، امّا اينجا گفت ، خودم اين كار را مىكنم و به اين صورت فهمانيد كه آن قدر در قلب شوهرش نفوذ دارد كه بتواند او را به هر كار كه بخواهد وادار سازد و به هر نحو كه دلش بخواهد در او تصرّف كند . ( 33 )
( قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ