تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
( 10 )
( قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ )
: ( يكى از آنها گفت ، يوسف را نكشيد و اگر مصمّم بر انجام كارى هستيد او را در قعر چاهى بيافكنيد تا بعضى مسافران او را برگيرند ) ، ( جبّ ) يعنى چاهى كه لبه ندارد ، از ميان برادران « 1 » ، يكى از آنها كه به يوسف علاقه‌مند بوده از ترس هلاك شدن يوسف ، پيشنهاد مىدهد كه يوسف را در قعر چاهى بياندازند تا بعضى از كاروانهاى مسافرتى او را از چاه برگرفته و با خود به سرزمينى دور ببرند كه ديگر خبرى از او نرسد . ( 11 )
( قالُوا يا أَبانا ما لَكَ لا تَأْمَنَّا عَلى يُوسُفَ وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ )
: ( گفتند : اى پدر براى چه ما را دربارهء يوسف ، امين نمىشمارى در صورتى كه ما براى او خيرخواه هستيم ) ظاهرا برادران پيشنهاد آن شخص پيشنهاد دهنده را پذيرفته و تصميم به اجراى نقشه مورد نظرشان گرفتند و لا جرم لازم بود اوّل پدر را كه نسبت به آنها بدبين بود نسبت به خود خوشبين سازند و لذا با لحنى كه عطوفت و رحمت او را برانگيزد وى را مخاطب قرار دادند و گفتند : ما خير يوسف را مىخواهيم و قصد ما رضايت و شادمانى اوست ، و به اين وسيله خود را بىغرض جلوه دادند تا قلب پدر از كدورت شبهه پاك شده و به آنها اطمينان كند . ( 12 )
( أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ )
: ( او را فردا با ما بفرست تا آزادانه گردش و بازى كند و ما از او محافظت مىكنيم ) ، ( رتع ) در حيوان به معناى چريدن و در انسان به معناى گردش و ميوه خوردن است ، آنان در اين آيه گفتار خود را بسيار مؤكّد نمودند ( انّ ، لام تأكيد و جملهء اسمّيه ) تا پدر را دلگرم سازند و ابتدا ( در آيهء سابق ) گفتند يوسف از ناحيهء ما تأمين جانى دارد
( إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ )
، و آنگاه گفتند : يوسف از ناحيهء غير ما نيز ايمن خواهد بود ، چون ما محافظ او هستيم و تا وقتى نزد
هامش
( 1 ) - به احتمال زياد ( روبين ) يا ( يهودا ) و يا ( لاوى ) بوده است .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 427 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر